الشيخ المنتظري
33
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
و در آيه ديگر فرموده : ( انّ فى خلق السّماوات و الارض و اختلاف اللّيل و النّهار لآيات لاولى الالباب ) ( 1 ) همانا در خلقت آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز نشانه هاى خداشناسى است براى صاحبان عقل ; و باز در آيه ديگر فرموده : ( و فى الارض آيات للموقنين ، و في انفسكم افلا تبصرون ) ( 2 ) در زمين نشانه هايى هست براى يقين كنندگان ، و در خودتان هم آيات و نشانه هاى خداشناسى وجود دارد ، چرا توجّه نمىكنيد ؟ « و امتنع على عين البصير » و خدا بر چشم بينا امتناع دارد ، يعنى در عين حال كه چشمت كور نيست و همه اشياء و موجودات جهان را مىبينى امّا خدا را نمىتوانى ببينى ، ولى همان كسى كه با اين چشم خدا را نمىبيند فطرتش مىگويد خدا هست و خدا را از راه معلول مىشناسد . « فَلاَ عَيْنُ مَنْ لَمْ يَرَهُ تُنْكِرُهُ ، وَلاَ قَلْبُ مَنْ أَثْبَتَهُ يُبْصِرُهُ ، سَبَقَ فِى الْعُلُوِّ فَلاَ شَىْءَ اَعْلَى مِنْهُ ، وَقَرُبَ فِى الدُّنُوِّ فَلاَشَىْءَ اَقْرَبُ مِنْهُ » ( پس نه چشم كسى كه او را نديده انكار مىكند ، و نه دل كسى كه هستى او را دانسته او را مىبيند يا به كنه ذاتش پى مىبرد ، در بلندى برترى دارد و هيچ چيز از او بالاتر نيست ، و در نزديكى چنان نزديك است كه هيچ چيز از او نزديك تر نيست . ) جمله « فلا عين من لم يره تنكره » در اصل به اين شكل است : « فعين من لم يره لاتنكره » يعنى پس چشم كسى كه خدا را نمىبيند او را انكار نمىكند ; اگر چشم كسى او را نبيند فطرت او خدا را مىبيند ، وجود مساوى با جسميّت نيست ; يعنى اين طور نيست كه هر چه هست جسم باشد ، خيلى از هستى ها مجرّد هستند و جسميّت ندارند ; آن شخص گفته بود من زير چاقوى تشريح بدن روح مجرّدى
--> 1 - سوره آل عمران ، آيه 190 2 - سوره ذاريات ، آيات 20 و 21