الشيخ المنتظري

34

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

نيافتم ! جوابش اين است كه تو مىگويى روح مجرّد ، خوب اگر روح مجرّد است پس غير مادّه است و وقتى غير مادّه شد زير چاقو كه مخصوص بريدن مادّه است نمىآيد و با اين چشم مادّى تو كه مخصوص ديدن مادّيات است ديده نمىشود . خداوند نيز فوق عالم مادّه است و با اين چشم ديده نمىشود و چنين هم نيست كه هر كه با چشم مادّى خود خدا را نبيند منكر او شود . « و لا قلب من اثبته يبصره » يعنى دل كسى كه خدا را ثابت كرده است او را نمىبيند . اين عبارتى كه خوانديم عبارت نهج البلاغه است ، ولى ابن ابى الحديد گفته : « و قد روى هذا الكلام على وجه آخر ، قالوا فى الخطبة : فلا قلب من لم يره ينكره و لا عين من اثبته يبصره » ( 1 ) يعنى درست بر عكس عبارت نهج البلاغه است و معناى آن چنين مىشود : نه قلب كسى كه خدا را نديده او را انكار مىكند و نه چشم كسى كه خدا را قبول دارد او را مىبيند . اين عبارت بر حسب معنا ظريفتر و روانتر از معناى متن فعلى است ولى نهج البلاغه ها نوعاً با متن فعلى مىباشند . خداوند برتر و نزديك ترين موجودات « سبق فى العلوّ فلا شىء اعلى منه » خداوند در بالا بودن مقام و مرتبه ( نه در جا و مكان ) از همه سبقت گرفته ، پس بالاتر از او نيست ، خداوند منبع همه هستى هاست و بنابراين بالاترين هستى ها بوده و ما فوق او هستى ديگرى تصوّر ندارد ، پس خدا در بلندى مرتبه سبقت گرفته و چيزى بالاتر از او نيست . « و قرب فى الدّنوّ فلا شىء اقرب منه » و در نزديك بودن هم خدا نزديك تر است

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 217