الشيخ المنتظري
318
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« لم تفتله » به معناى « لم ترده » و « لم تصرفه » مىباشد . « فاتلات » جمع « فاتلة » به معناى گردانندگان و منصرف كنندگان است ، « فاتلات الغرور » يعنى فريب دهنده هاى تمايلات ، يا تمايلات فريب دهنده ، و مقصود از آن چيزهايى است كه جاذبه دارند و انسان را به خود جذب مىكنند . حضرت امير ( عليه السلام ) در اين جمله فرموده اند : كسى را الگوى تقوايىِ خود قرار دهيد كه جاذبه هاى فريب دهنده او را از حركت در راه مستقيم خدا برنگرداند و او را از حق منصرف نكند . آنهايى كه بى اعتنا به دنيا هستند ، آنهايى كه نسبت به دنيا زهد مىورزند ، و آنهايى كه به دنيا و متاع آن به نظر آلى و وسيله بودن نگاه مىكنند ، فريب زر و زيور دنيا را نمىخورند و از راه مستقيم الهى بيرون نمىروند . « وَلَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ الاُْمُورِ ، ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى ، وَرَاحَةِ النُّعْمى فِي اَنْعَمِ نَوْمِهِ ، وَآمَنِ يَوْمِهِ ، قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِيداً » ( و مشتبهات بر او پنهان نيست ، دست يافته است به مژده هاى شادى و زندگى و آسايش در آسوده ترين خوابها ، و ايمن ترين روز ، در حالى كه از گذرگاه دنيا به طرز پسنديده گذشته است . ) « تَعْمَ » از مادّه « عمى » به معناى كورى است . « لم تعم عليه مشتبهات الامور » يعنى فردى را الگوى تقواى خود قرار دهيد كه امور شبهه ناك را مىبيند و به غلط و اشتباه نمىافتد ، « ظافراً بفرحة البشرى و راحة النّعمى » چنين فردى به بشارتهاى خوشحال كننده و زندگى آسوده دست يافته است . « مشتبهات الامور » از باب اضافه صفت به موصوف است ، يعنى « امور مشتبهه » . « ظافر » از مادّه « ظفر » به معناى پيروزى است . خلاصه چنين فردى وقتى به بشارتهاى قرآنى برمى خورد كه وعده بهشت و آسايش در آن داده شده ، شادمان گشته و احساس پيروزى نموده « فى انعم نومه ، و آمن يومه » در راحت ترين خوابهايش و ايمن ترين روزهايش ، « قد عبر معبر العاجلة حميداً » اين فرد عبور كرده است از محل عبور اين دنيا به خوبى و نيكى . گفتيم كه جهنّم باطن همين دنياست و پل صراط هم باطن همين راهى است كه