الشيخ المنتظري
319
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
شما در دنيا برگزيده ايد ; اگر به زر و زيور و پست و مقام اين دنيا دل بسته شديد در قيامت در جهنّم هستيد ، براى اين كه در دنيا دل به جهنّم دنيا بستيد ; و اگر در دنيا به سادگى از تمايلات دنيايى گذشتيد و راه حق را انتخاب كرديد ، در آخرت هم به سادگى از روى پل صراط مىگذريد و به بهشت مىرويد . صراط دنيا شناخت امام واجب الاطاعة و پيروى از اوست ، حال اگر كسى اين محلِّ عبور را به راحتى دريافت كرد ، در جهنّم دنيا نيفتاده و به بهشت مىرود ، ولى اگر راه را نشناخت و يا اطاعت نكرد ، در قيامت نمىتواند از روى پل عبور كند . پيش فرستادن توشه « وَقَدَّمَ زَادَ الاْجِلَةِ سَعِيداً ، وَبَادَرَ مِنْ وَجَل ، وَاَكْمَشَ فِي مَهَل ، وَرَغِبَ فِي طَلَب ، وَذَهَبَ عَنْ هَرَب ، وَرَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ ، وَنَظَرَ قَدَماً اَمَامَهُ » ( و توشه آخرت را پيش فرستاده و خوشبخت گرديده ، و از ترس خدا در راه حق شتاب كرده ، و در مهلتى كه در دنيا به او داده اند براى عبادت سرعت گرفته ، و با رغبت در طلب خشنودى خدا برآمده ، و براى گريختن از عذاب خدا به راه حق رفته ، و امروز مراقب فرداى خود بوده است ، و آينده خويش را به دقّت مىنگرد . ) اين عبارات چند صفت از اوصاف الگوى تقوى را برشمرده است ; يكى اين كه « و قدّم زاد الاْجلة سعيداً » پيش فرستاده است توشه قيامت خود را - در نسخه نهج البلاغه عبده كه نزد ماست « ذات الاْجلة » ضبط شده و غلط است و « زاد الاْجلة » صحيح است - پس يكى از اوصاف الگوى تقوى اين است كه توشه قيامت خود را پيش فرستاده « سعيداً » در حالى كه خوشبخت است . « و بادر من وجل » و از روى ترس مبادرت به رفتن به طرف آخرت مىكند . « و اكمش فى مهل » و با اين كه در دنيا يك مهلت مثلا شصت هفتاد ساله دارد ، امّا براى رفتن به طرف آخرت سرعت مىگيرد . « اكمش » به معناى « اسرع » است ، « مهل » هم از مادّه « مهلت » است ; يعنى با مهلتى كه دارند سرعت مىورزند .