الشيخ المنتظري
304
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
همانطور باقى است و پس از مردن در گرو آنها خواهد بود ، او در عالم برزخ گرفتار آنهاست و در روز قيامت هم بايد مجازات آنها را بكشد . « موقنةً بغيب انبائها » ، « موقنة » از مادّه « يقين » به معناى يقين كننده و يقين دارنده است ، « انباء » جمع « نَبَأ » به معناى اخبار است ; يعنى اين ارواح پس از خارج شدن از بدن به همه آن اخبار غيبى كه در زمان حيات به آنها داده شده آگاه مىشوند . معمولا در دوران زندگى انسانها نسبت به اخبار غيبى آن گونه اى كه هست يقين ندارند و شك و ترديدهايى در وجود آنها هست ، ولى پس از مردن كنه اين اخبار براى آنها روشن مىشود و هيچ جاى ترديدى براى آنها باقى نمىماند ، مقصود حضرت هم از اين جمله همين معناست . « لاتستزاد من صالح عملها » تا قبل از خارج شدن روح از بدن اگر به فقرا كمك مىكرد كار خير و عمل صالحى بود ، اگر بيمارستانى ساخته بود عمل صالحى بود ، اگر دو ركعت نماز مستحبّى خوانده بود عمل صالحى انجام داده بود ، و بالاخره اين اعمال صالح او باعث نجات او از عذاب قيامت مىشد ، امّا حالا كه روح از بدن خارج شده ديگر جاى عمل خير انجام دادن و اعمال صالح را زياد كردن نيست ; در اين دنيا مىتوانيد به اعمال صالح خود اضافه كنيد ولى همين كه از اين دنيا خارج شديد ديگر موقع حساب و جزاى اعمال است . از اين رو حضرت فرموده : « لاتستزاد من صالح عملها » از اعمال صالح طلب زياده نمىشود ; به اين معنا كه آنجا نمىگويند چرا مثلا نمازت را نخواندى ؟ بخوان تا به جهنّمت نبريم ، چرا مال مردم را خوردى ؟ مال آنها را پس بده تا رهايت كنيم ، اين طور نيست كه از تو بخواهند عمل صالح انجام بدهى ، بلكه مىگويند : چرا مال مردم را خوردى ، پس برو جهنّم ، چرا عبادت نكردى ، پس بفرماييد جهنّم و . . . . « و لا تستعتب من سىّء زللها » فعل اين جمله اگر مجهول ( لا تُسْتَعْتَبُ ) و يا معلوم ( لا تَسْتَعْتِبُ ) خوانده شود صحيح است ; اگر معلوم خوانده شود به اين معناست كه