الشيخ المنتظري

305

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

اين روحها از ديگران طلب رضايت نمىكنند ، از لغزشهايى كه دارند طلب رضايت نمىكنند ، چرا كه طلب رضايت فايده اى ندارد ، در اين دنيا ممكن است يك طلبكارى پيدا شود كه از طلب خود صرف نظر كند و آن را ببخشد ، ولى در آخرت هيچ كس حاضر نيست از حق خود بگذرد . امّا اگر مجهول خوانده شود به اين معناست كه با گذشت و جبران رضايت گناهكار تحصيل نمىگردد ; قضيّه حساب و كتاب قيامت تقريباً مانند تصحيح اوراق امتحانى است ; وقتى استاد ورق را ديد به شما نمىگويد اينجا را غلط نوشته اى اصلاحش كن تا نمره بدهم ، بلكه به هر مقدار كه درست نوشته اى نمره مىدهد و به هر مقدار كه غلط نوشته اى نمره نمىدهد . چرا عبرت نمىگيريد ؟ « اَوَ لَسْتُمْ اَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَالاْبَاءَ وَاِخْوَانَهُمْ وَالاَْقْرِبَاءَ ؟ تَحْتَذُونَ اَمْثِلَتَهُمْ ، وَتَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ ، وَتَطَأُونَ جَادَّتَهُمْ ، فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا ، لاَهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا ، سَالِكَةٌ في غَيْرِ مِضْمارِهَا » ( آيا شما پسران و پدران و برادران و خويشانِ همان قوم نيستيد كه از رويّه ايشان پيروى كرده و بر مركب آنان سوار شده و در راه آنان قدم مىنهيد ؟ پس دلها سخت است براى به دست آوردن نصيب و بهره خود ، و غافل است از هدايت و رستگارى ، و در غير مسير خود راه مىپيمايد . ) حضرت از اين جملات يك نتيجه خوبى مىگيرند ; مىفرمايند : اين حال آن آدمهايى است كه قبل از شما در اين دنيا بودند ، آنها رفتند و شما آمديد و وارث آنان شديد و جاى آنها را گرفتيد ، پس بايد عبرت بگيريد . اين شخص تا زنده بود ظلم مىكرد ، زور مىگفت ، واجباتش را انجام نمىداد ، مال و حق مردم را ضايع مىكرد ، خوب حالا شما او را در قبر دفن كرديد و خودتان كارهاى او را ادامه مىدهيد ؟ بايد از اعمال و رفتار او درس بگيريد ، بايد زندگى او براى شما درس عبرتى باشد و هدايت شويد . « او لستم ابناء القوم » مگر شما فرزندان اين گروهى كه رفتند و در زمين