الشيخ المنتظري
270
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« وَهَوَتِ الاَْفْئِدَةُ كَاظِمَةً ، وَخَشَعَتِ الاَْصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً ، وَاَلْجَمَ الْعَرَقُ ، وَعَظُمَ الشَّفَقُ ، وَاُرْعِدَتِ الاَْسْماعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِى اِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ ، وَمُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ ، وَنَكَالِ الْعِقَابِ ، وَنَوالِ الثَّوَابِ » ( و دلها بر اثر غصّه خالى و ساكت شود ، و صداها مخفى و آهسته گردد ، دهانها پر از عرق مىشود ، ترس از گناهان بى اندازه است ، و از هيبت صداى منادى براى تميز حق از باطل و جزاى خير و شرّ و عقاب و كيفر و بخشش ثواب و پاداش ، گوشها به لرزه در مىآيد . ) « هوت » به معناى خالى شدن است ، خودمان هم در فارسى مىگوييم : توى دلش را خالى كرد . « افئدة » جمع « فؤاد » به معناى دل و قلب است ، « كاظمة » حال است و به معناى سكوتى است كه از روى غصّه باشد ; اين هم يكى از صفات آن روز است ; « و هوت الأفئدة كاظمة » و از ترس و وحشت دلهاى آنها خالى شده در حالى كه سكوت مرگبارى آنان را فرا گرفته است . « و خشعت الاصوات مهينمة » و صداها در آن روز خاشع است در حالتى كه خيلى مخفى است . « مهينمة » اسم فاعل « هينمة » به معناى صداى خيلى مخفى است ، و در اين عبارت حال است براى اصوات . « و الجم العرق » در آن روز پنجاه هزار ساله ( 1 ) عرق تا دهان انسان مىرسد . روايات در اين مورد مختلف است ، بعضى ها عرق تا كمرشان مىآيد و بعضى ها تا دهانشان ، ( 2 ) و در بعضى روايات آمده : بعضى افراد آنقدر عرق مىكنند كه تا روى
--> 1 - اشاره به آيه شريفه : ( تعرج الملائكة والرّوح اليه فى يوم كان مقداره خمسين الف سنة ) سوره معارج ، آيه 4 2 - و فى الحديث : « ان العرق ليجرى منهم حتّى ان منهم من يبلغ ركبتيه ، و منهم من يبلغ صدره ، و منهم من يبلغ عنقه ، و منهم من يلجمه و هم اعظمهم مشقّة » شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 251 ; و منهاج البراعة ، ج 5 ، ص 364