الشيخ المنتظري
252
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
موجودات و ظاهر است . در « بادياً » دو احتمال است : يكى اين كه از « بَدَا يَبْدُو » به معناى « ظَهَرَ » باشد ، و ديگر اين كه از مادّه « بَدَأَ » و به معناى « اِبْتَدَأَ » ; يعنى ايمان مىآورم به او كه اوّل است و ظاهر ، يا اوّل است و ابتدا كننده موجودات . « و استهديه قريباً هادياً » ، « استهديه » طلب هدايت است ; يعنى از خداوندى كه هدايت كننده نزديك است طلب هدايت مىكنم . « و استعينه قادراً قاهراً » ، « استعينه » از مادّه « عون » به معناى طلب كمك و يارى است ، « قاهر » به معناى دارنده تسلّط است ; يعنى از خدا كمك مىگيرم در حالى كه قدرتمند است و بر همه چيز تسلط دارد . « و اتوكّل عليه كافياً ناصراً » و توكّل بر او مىكنم و او را وكيل خود قرار مىدهم . « كافياً » به معناى كفايت كننده است و در حقيقت صفتى است كه بر موصوف خود ( ناصراً ) مقدّم شده است . « ناصراً » حال است براى ضميرِ « عليه » و به معناى كمك و ياور است ; يعنى توكّل بر خدا مىكنم در حالى كه او ياور باكفايتى است . شهادت به رسالت پيامبر گرامى ( صلى الله عليه وآله و سلم ) « وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً ( صلى الله عليه وآله و سلم ) عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ، اَرْسَلَهُ لاِِنْفَاذِ اَمْرِهِ ، وَاِنْهَاءِ عُذْرِهِ ، وَتَقْدِيمِ نُذُرِهِ » ( و گواهى مىدهم كه محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بنده و فرستاده اوست ، او را براى انجام امر و فرمانش ، و كامل نمودن عذر ، و ترساندن از عذاب روز قيامت فرستاد . ) تا به اينجا حمد و ستايش خداوند بود ، و در اين عبارت شهادت به رسالت حضرت محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و علّت رسالت آن حضرت است . مىفرمايند : « و اشهد انّ محمّداً ( صلى الله عليه وآله و سلم ) عبده و رسوله » گواهى مىدهم كه حضرت محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بنده او و رسول و فرستاده اوست .