الشيخ المنتظري

25

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

دارند ; يعنى واقعاً وجود دارند نه اين كه خيال مىكنيم كه هستند . 2 - ماهيّت همان وجه تمايز اشياء ( مابه الامتياز اشياء ) است ، به عبارت ساده تر هر يك از موجودات جهان با ديگرى فرق ذاتى دارد ; انسان و گوسفند فرق دارند و به همين خاطر هم يكى انسان است و ديگرى گوسفند ، آن چيزى كه باعث فرق هر يك از اين دو است حدّ آن وجود و خصوصيت آن مىباشد ، و در اصطلاح به آن ماهيّت گفته مىشود ; از باب مثال اين چيزهاى عالم هستى مانند انسان ، زمين ، آسمان ، ماه و خورشيد و ستارگان ، اسب ، كشتى ، هواپيما و همه موجوداتى كه در خارج از ذهن هستند با اين كه در هستى شركت دارند ولى با همديگر فرق دارند ، آن چيزى كه مايه فرق است يك مفهوم انتزاعى است كه در اصطلاح به آن ماهيّت مىگويند ; آن چيزى كه انسان را از ديگر حيوانات جدا مىكند ماهيّت انسانيت است ; و به عبارت ديگر آن چيزى كه انسان را از ديگر حيوانات ، اسب را از ديگر حيوانات ، الاغ را از ديگر حيوانات جدا مىكند و به اصطلاح مابه الامتياز است ، انسانيّت و فرسيّت و الاغيّت است كه اينها ماهيّت هاى مختلفه هستند . بنابراين ماهيّت يك مفهوم انتزاعى است كه از وجود خاصّ انتزاع مىشود . 3 - مفهوم عدم ( نيستى ) همان چيزى است كه در مقابل وجود ( هستى ) قرار گرفته ; نيستى يعنى هيچِ محض . چون مفهوم عدم نيستى است و وجود خارجى ندارد بحث را در وجود و ماهيّت خلاصه مىكنيم . حقيقت داشتن وجود و اعتبارى بودن ماهيّت آقايان فلاسفه در اين كه كدام يك از وجود و ماهيّت حقيقت دارند و كدام اعتبارى است اختلاف دارند ; يك عدّه مىگويند : ماهيّت حقيقت دارد و وجود يك امر عارضى است ; عدّه زيادى از محقّقين فلاسفه كه حقّ هم با آنهاست مىگويند : آن چيزى كه حقيقت دارد وجود است ; بچّه اى كه گريه مىكند وجود