الشيخ المنتظري
235
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
زن در كلام على ( عليه السلام ) « مَعَاشِرَ النَّاسِ ، اِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاِْيمَانِ ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ » ( اى مردم ، زنان از جهت ايمان ، ارث و عقل داراى بهره كمترى هستند . ) « معاشر » جمع « مَعْشَر » به معناى جمعيّت هاست . حضرت امير ( عليه السلام ) ابتدا به صورت فهرست زنان را در سه چيز ناقص شمرده و پس از آن به طور تفصيل آنها را بيان فرموده اند : « نواقص الايمان » از جهت ايمان ناقص هستند ، « نواقص الحظوظ » از جهت حظّ و بهره ناقص هستند ، « نواقص العقول » و از جهت عقل هم ناقص هستند . اين فهرست و بيان اجمالى بود ; سپس به بيان هر يك با دليل آن پرداخته و فرموده اند : « فَاَمَّا نُقْصَانُ اِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاَةِ وَالصِّيَامِ فِى ايَّامِ حَيْضِهِنَّ » ( كمى ايمان آنها به ترك نماز و روزه است در ايّام عادت ماهانه . ) ميان اسلام و ايمان فرق است ; اسلام اظهار شهادتين است ، يعنى وقتى فرد غير مسلمانى بگويد « اشهد ان لا إله الاّ الله ، و اشهد انّ محمّداً رسول الله » مسلمان است و مال و جان و ناموسش محفوظ است . امّا ايمان داراى سه جزء است : يكى اعتقاد به جنان يعنى ايمان قلبى ، يكى اعتقاد به زبان كه همان گفتن شهادتين است ، و يكى هم عمل به اركان است . يكى از اركان مهمّ نماز است و زنان از نظر ساختمان بدنى و جسمى طورى هستند كه تقريباً ثلثى از عمرشان را از خواندن نماز معاف هستند . حيض و نفاس يك حالت نامناسب روحى است و نماز معراج مؤمن است ، آن وقت بالا رفتن با اين وضع مناسب نيست ، معراج در حضور حق با اين حالت سازگار نيست ، از اين جهت نماز در اين دو حالت از زنان برداشته شده و قضا هم ندارد ، همچنين روزه از آنان ساقط است هرچند قضا واجب است . « وَاَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ » ( و علّت نقصان عقول زنان اين است كه شهادت دو زن به منزله شهادت يك مرد است . )