الشيخ المنتظري
221
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
دعايى در آمرزش خطاها « اَللَّهُمَّ اغْفِرْلِى مَا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنِّى ، فَاِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَىَّ بِالْمَغْفِرَةِ » ( بار خدايا بيامرز آنچه را كه تو از من بهتر مىدانى ، پس اگر من دوباره گناه كنم تو نيز دوباره گناهم را بيامرز . ) « اغفر » از مادّه « غَفَرَ » به معناى « سَتَرَ » است ، « غفران » به معناى پوشش است ، كلاهخود را « مغفر » مىگويند يعنى آلت پوشش سر ; « اللّهمّ اغفر لي » يعنى خدايا براى من بپوش ; « غفران الذّنوب » يعنى پوشش گناهان . آن خطاها و گناهانى كه انسان كرده است خدا با توبه روى آنها را پوشش مىدهد ، و كارى مىكند كه پيدا نباشد . اين كه در حديث آمده است : « التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له » ( 1 ) يعنى توبه كننده از گناه مانند كسى است كه اصلا گناه ندارد ، اين حديث به معناى پوشش گناه است ، گرچه خدا مىداند كه اين تائب روزى گناه كرده ولى فعلا آن چنان است كه پوشيده شده و هيچ كسى نمىداند او گناهكار بوده . بنابراين « اللّهمّ اغفر لي ما انت اعلم به منّى » يعنى خدايا آن خطاهاى مرا كه تو از من بهتر مىدانى زير پوشش قرار ده و آنها را مستور بگردان . اين معنا برحسب لغت « غَفَرَ » است ، ولى معناى كنايى آن گذشت كردن و صرف نظر كردن است ; به اين معنا كه خدايا گناهانم را ناديده بگير و از عذاب من صرف نظر كن . در اين مورد كه حضرت فرموده « انت اعلم به منّى » بعضى شارحان اين طور توجيه كرده اند كه جهل و نادانى دو قسم است : يك قسم آن جهل هايى است كه انسان كوتاهى كرده و در اثر بى احتياطى ، بى توجّهى و بى اعتنايى به صورت جهل در آمده كه در حقيقت او جاهل مقصّر است ، و مسلّماً حضرت امير ( عليه السلام ) از اين قسم
--> 1 - كنز العمال ، ج 4 ، ص 207 ، حديث 10174