الشيخ المنتظري

203

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

دست مروان و اولادش روزگار قرمزى را ، روزگار قرمز ظاهراً اشاره به ايّامى است كه در زمان عبدالملك به دست حجّاج بن يوسف حدود يكصد و بيست هزار از مردم عراق كشته شدند ; به هرحال مقصود از « يوم احمر » روز سرخ قتل و كشتارى است كه در زمان مروان و فرزندان او به راه مىافتد . خطبه 74 و من كلام له ( عليه السلام ) لمّا عزموا على بيعة عثمان : « لَقَدْ عَلِمْتُمْ اَنِّى اَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِى ، وَوَاللهِ لَأُسَلِّمَنَّ مَا سَلِمَتْ اُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَلَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ اِلاَّ عَلَىَّ خَاصَّةً الِْتماساً لاَِجْرِ ذَلِكَ وَفَضْلِهِ ، وَزُهْداً فِيَما تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَزِبْرِجِهِ » تركيب جهت دار شورايى عمر در انتخاب عثمان « و من كلام له ( عليه السلام ) لمّا عزموا على بيعة عثمان » ( از كلمات حضرت امير ( عليه السلام ) است وقتى كه مردم تصميم گرفتند با عثمان بيعت كنند . ) عمر خلافت بعد از خود را در شورا بين شش نفر گذاشته بود : على بن ابيطالب ، عثمان ، طلحه ، زبير ، سعدبن ابىوقاص و عبدالرحمن بن عوف . و گفته بود اگر شش نفر بر يك نفر توافق كنند همان شخص مورد توافق خليفه است ، ولى اگر بر يك نفر توافق نكردند آن كسى كه عبدالرحمن بن عوف طرفدار اوست خليفه است و اگر كسى با اين امر مخالفت كند او را گردن بزنيد . عمر براى اين كه على ( عليه السلام ) به خلافت نرسد و مخالفت خود را با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم )