الشيخ المنتظري

174

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

اين لشگر را در آن اسكان دهد كه عمر هم اجازه داد و شهر كوفه بنا شد و آنها به عنوان مردم عراق قلمداد شدند ; اين مذمّت حضرت در اين خطبه ظاهراً مربوط به آن اقوام و قبايل مختلف بوده است كه عراقى واقعى نبوده و شايد اصلا كوفه را هم نديده بودند . بنابراين اين گونه مذمّتها موسمى است و حال و رفتار مردم هر زمان ملاك مذمّت و مدح است . نتيجه تلاشهاى ناقص « اَمَّا بَعْدُ يَا اَهْلَ الْعِرَاقِ فَاِنَّمَا اَنْتُمْ كَالْمَرْأَةِ الْحَامِلِ حَمَلَتْ ، فَلَمَّا اَتَمَّتْ اَمْلَصَتْ وَمَاتَ قَيِّمُهَا ، وَطَالَ تَأَيُّمُهَا ، وَوَرِثَهَا اَبْعَدُهَا » ( بعد از حمد و ثناى خداوند ، اى مردم عراق شما چون زن آبستنى هستيد كه پس از تحمّل مدّت حمل بچّه را سقط كرده و سرپرست و شوهرش بميرد و مدّت بيوگى او طول بكشد و بيگانه ترين افراد ميراث او را ببرد . ) اين يك تشبيه است ، حضرت مردم را به زن آبستنى كه مدّت نه ماه تحمّل درد و رنج كرده و بعد از اين مدّت بچّه خود را مرده به دنيا آورده باشد تشبيه فرموده اند . اين زن پس از تولّد نوزاد مرده اش هيچ اميدى به اين بچّه ندارد ، بسا اين زن هنگام باردارى اميدها و آرزوهاى زيادى داشته ، ولى پس از سقط شدن بچّه همه آن آرزوها از بين مىرود ، خصوصاً اگر شوهر خود را هم از دست بدهد و پس از آن شوهر ديگر پيدا نكند ; و مال و زندگى او به خويشان دور منتقل مىشود . « فانّما انتم كالمرأة الحامل حملت » مَثَل شما مردم عراق مَثَل زنى است كه آبستن شده « فلمّا اتمّت املصت » پس وقتى كه مدّت حمل به پايان رسيد يك دفعه او را سقط كرد ; « املص » از مادّه « املاص » به معناى ساقط كردن است ; يعنى پس از آن كه تمام مدّت نه ماه را تحمّل كرد ، در آخر كار آن بچّه سقط شده و از بين رفته است . « و مات قيّمها » و در اين اثنا شوهر آن زن هم از دنيا رفت ; ضمير « ها » در « قيّمها » به همان « مرأة » برمى گردد ; يعنى پس از مردن بچّه قيّم آن زن هم كه شوهرش بود مُرد . « و طال