الشيخ المنتظري
171
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
حاكم است . « لَدَد » به معناى خصومت و دشمنى است ، تعداد زيادى از همين امّت در جنگهاى جمل ، صفّين و نهروان با حضرت خصومت و دشمنى كردند . فرموده اند : وقتى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) برايم ظاهر شد گفتم : اى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) چه چيزهاى بسيارى كه از اين امّت تو مشاهده كردم . « من » در « من الاَْوَد و اللَّدَد » بيانيه است ، بيان همان كلمه « ما » در « ماذا » مىباشد ; يعنى چه كجى ها و خصومت هايى را از امّت شما مشاهده كردم . « فَقَالَ : اُدْعُ عَلَيْهِمْ » ( پس حضرت به من فرمود : آنان را نفرين كن . ) « اُدْعُ » از مادّه « دَعَا » است و « دعا » اگر با « ل » متعدّى شود به معناى دعاى به نفع است ، و اگر با « على » متعدّى شود به معناى نفرين است . حضرت فرموده اند : « ادع عليهم » يعنى به ضرر آنها دعا كن ، مقصود اين است كه آنها را نفرين كن . نفرين حضرت على ( عليه السلام ) « فَقُلْتُ : اَبْدَلَنِىَ اللهُ بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ ، وَاَبْدَلَهُمْ بِى شَرّاً لَهُمْ مِنِّى » ( پس گفتم : خدايا به جاى آنها بهتر از آنها را به من بده ، و عوض من فرد بدى را بر آنها بگمار . ) اين جمله نفرين حضرت امير ( عليه السلام ) در حق مردم است . « ابدلنى » گرچه فعل ماضى است ولى چون در مقام دعاست به معناى انشاء مىآيد ; « ابدلنى الله بهم خيراً منهم » خدايا به جاى آنها بهتر از آنها را به من بده . « و ابدلهم بى شرّاً لهم منّى » و عوض من يك حاكم بد به آنها بده . معناى « شرّ » در اين جمله ممكن است وصف باشد نه تفضيل ; يعنى اين كه حضرت فرمود به جاى من حاكم شرّى را به آنها بده ، نخواسته بگويد حاكم بدترى را ; چرا كه حضرت حاكم بدى براى آنها نبود تا بدتر از خود را براى آنها طلب كند ، بلكه معناى وصفيّت را اراده كرده و از خدا خواسته به جاى او حاكم بدى را نصيب آنها بگرداند .