الشيخ المنتظري

159

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

حضرت امير ( عليه السلام ) در اين عبارت حسرت مىخورند كه چرا نتوانسته اند به جاى محمّدبن ابى بكر ، هاشم بن عتبه را والى مصر قرار دهند ، فرموده اند : « و قد اردت تولية مصر هاشم بن عتبة » اراده و خواست من اين بود كه هاشم بن عتبه را والى مصر قرار دهم ، و در تأييد اين اراده خود فرموده اند : « و لو ولّيته ايّاها لما خلّى لهم العرصة و لا انهزهم الفرصة » اگر او را والى مصر قرار داده بودم نه عرصه و ميدان را براى معاويه و عمروعاص خالى مىكرد و نه به آنها فرصت مىداد . در اين كه چرا حضرت امير ( عليه السلام ) ناچار به نصب محمّدبن ابى بكر شده بايد گفت : مصر در جريان قتل عثمان موقعيّت حسّاسى داشت و حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) هم پس از انتخاب از سوى مردم در شرايط مخصوصى بود . مصر در زمان عمر با سپاهى به فرماندهى عمروعاص فتح شده و جزو كشور اسلام در آمد و تا مدّتى هم تحت فرمان عمروعاص بود ، ولى در زمان عثمان كه مصر را از او گرفتند نگران شد و پس از قتل عثمان و روى كار آمدن حضرت على ( عليه السلام ) با معاويه قرارداد كرد كه به نفع حكومت معاويه فعّاليت كند به شرط اين كه معاويه او را حاكم على الاطلاق مصر نموده و تمام اختيارات را به وى بدهد . على ( عليه السلام ) هم روى مصر حسّاس بود و از همان اوّلِ حكومت مىخواست فرد لايق ترى را براى حكومت مصر تعيين نمايد . اين كه چرا حضرت امير ( عليه السلام ) نتوانست هاشم بن عتبه را حاكم مصر كند ، مورّخين جهاتى را ذكر كرده اند و برخى مورّخين هم گفته اند : عدّه اى از مردم با اين امر كه حضرت امير ( عليه السلام ) هاشم بن عتبه را حاكم مصر قرار دهد مخالف بوده و حضرت هم نمىخواستند در همان اوّل امر درگيرى سر اين قبيل چيزها درست شود . حضرت مىفرمايند : من اراده كردم توليت مصر را به هاشم بن عتبه بدهم و اگر او را والى قرار داده بودم « لمّا خلّى لهم العرصة » او عرصه و ميدان را براى معاويه خالى نمىگذاشت « و لا انهزهم الفرصة » و فرصت را هم به دست آنها نمىداد . حضرت امير ( عليه السلام ) دارند به طور قطع بيان مىفرمايند كه اگر او را تعيين مىكردم