الشيخ المنتظري

158

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

حضرت امير ( عليه السلام ) در اين كلام كه پس از شهادت محمّدبن ابى بكر فرموده اند از دو شخصيّت زمان خود به نامهاى « هاشم بن عتبه » و « محمّدبن ابى بكر » تمجيد مىكند . « هاشم بن عتبه » پسر برادر سعدبن ابىوقاص است ، « سعدبن ابىوقاص » يكى از صحابه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و جزو عشره مبشره بود كه اواخر نسبت به حضرت امير ( عليه السلام ) كوتاه آمد و به اسم بى طرف كنار رفت ، پسرش عمر سعد هم امام حسين ( عليه السلام ) را به شهادت رساند . « عتبة بن ابىوقاص » هم كسى بود كه در جنگ اُحد دندان پيغمبرخدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را شكست و صورت آن حضرت را مجروح كرد ، ولى برعكس پسر همين عتبه يعنى هاشم از مردان مخلص و از شيعيان خالص حضرت امير ( عليه السلام ) بود . ( 1 ) « محمّدبن ابى بكر » هم فرزند ابوبكر است ، مادرش اسماء بنت عميس است كه اوّل همسر جعفربن ابيطالب بود و به همراه او به حبشه رفت و پس از بازگشت از حبشه جعفر در جنگ موته شهيد شد و ابوبكر همسر او را به عقد خود درآورد كه حاصل اين ازدواج همين محمّدبن ابى بكر بود ، او در دو سالگى پس از مرگ ابوبكر به همراه مادرش اسماء به خانه على ( عليه السلام ) آمد و در دامن آن حضرت بزرگ شده و تربيت يافت ، از اين رو حضرت او را « ربيب » خود خوانده است . ( 2 ) اين كلام در بيان اين است كه حضرت از ابتداى حكومت خود نمىخواسته محمّدبن ابى بكر را والى مصر قرار دهد ، بلكه مقصود حضرت حاكم قرار دادن هاشم بن عتبه بوده است كه در تمجيد او فرموده اند : « وَقَدْ اَرَدْتُ تَوْلِيَةَ مِصْرَ هَاشِمَ بْنَ عُتْبَةَ ، وَلَوْ وَلَّيْتُهُ اِيَّاهَا لَمَا خَلَّى لَهُمْ الْعَرْصَةَ ، وَلاَاَنْهَزَهُمُ الْفُرْصَةَ » ( من مىخواستم حكومت مصر را به هاشم بن عُتبه واگذار نمايم ، و اگر او را حاكم آن سامان قرار داده بودم براى آنان ميدان را خالى نمىكرد و به آنها فرصت نمىداد . )

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 55 و 56 ; و منهاج البراعة ، ج 5 ، ص 105 2 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 53 ; و منهاج البراعة ، ج 5 ، ص 104