الشيخ المنتظري

73

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

فثارت الفتن فى زمن خلافته حتى قتل النّاكثين و القاسطين و المارقين ؟ فاجاب ( عليه السلام ) أن امور تلك الدّنيا و الخلافة فيها لايجرى بباطل بحت و لا بحقّ خالص بل تجرى به حق و بباطل ممزوجين ، فامّا عثمان فأراد أن يجرى امور الخلافة بمحض الباطل فلم يتمّ له الامر ، و أمّا اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فأراد أن يجرى احكامها على الطريقة المستقيمة و السّنن النّبويّة فلم يحصل له ما اراد ، و أمّا الشيخان فاخذا قبضة من الحق و قبضة من الباطل فجرت لهما الامور كما ارادا » ( 1 ) : از امام صادق ( عليه السلام ) راجع به چهار خليفه بعد از رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله و سلم ) سؤال شد كه چرا كار خلافت براى شيخين ( ابوبكر و عمر ) منظم شد ، به وسيله آنها بلاد فتح شد و احدى از مسلمين با آنها معارضه نكرد و حكومتشان برقرار و ثابت بود ، اما براى عثمان و اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) امور خلافت منظم نشد ، بلكه مسلمانان عليه عثمان قيام و او را در خانه اش محاصره كردند و كشتند ، و اما در زمان خلافت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فتنه ها برانگيخته شد و حضرت مجبور شد با ناكثين و قاسطين و مارقين بجنگد و آنها را بكشد ؟ ! امام صادق ( عليه السلام ) جواب فرمودند : امور دنيا و خلافت در آن با باطل محض و حق خالص پيش نمى رود ، بلكه با مخلوطى از حق و باطل به پيش مى رود ; عثمان مى خواست كارهاى خلافت را به باطل محض انجام دهد ، پس امر خلافت بر او تمام نشد ; اما اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مى خواست احكام خلافت را بر طريقه مستقيم و سنن نبوى جارى كند ، پس آنچه مى خواست حاصل نشد ; اما ابوبكر و عمر مقدارى حق و مقدارى باطل را مخلوط كردند ، پس كارها بر طبق اراده آنان جريان پيدا كرد . همين كه امروزيها مى گويند بايد مطابق مصلحت عمل كرد ، مصلحت اقتضا مىكند دروغ بگويند ، مصلحت اقتضا مىكند خلاف حق عمل كنند ، حق و باطل را مخلوط كنند و مردم را قانع كنند ! اين روايت را در شرح خطبه 16 ذكر مىكند ; البته اين روايت سندى ندارد ، اما

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 244