الشيخ المنتظري

644

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

بخواهند از طرف مدائن و بغداد كه در كنار شطّ است بروند يك مقدارى راه دور كردن است ; چون اين طرف شطّ و بغداد و مدائن به طرف ايران است و راه رسيدن به صفّين يك مقدارى دور تر مىشود تا اين كه بخواهند از آن طرف شطّ بروند ، ولى علّت اين تغيير مسير و انتخاب راه دور تر اين بوده كه عمدتاً شيعيان و ارادتمندان به حضرت و عشاير شيعه در اطراف شطّ دجله زندگى مى كردند ، حضرت هم براى اين كه اين شيعيان را به جمع لشگر خود اضافه كنند مسير خود را تغيير داده و از سمت مدائن و بغداد حركت كردند . به طورى كه مى گويند الآن هم اطراف دجله عشاير شيعه هستند ، و علماى بزرگى مثل مرحوم ميرزاى شيرازى ، مرحوم سيّد ابوالحسن اصفهانى و آقايان ديگر وقتى مى خواستند حركتى و انقلابى بكنند از اين عشاير كمك مى گرفتند ; به هرحال علّت تغيير مسير حركت همين بوده و خودِ حضرت هم در همين خطبه به اين معنا اشاره فرموده اند . در مورد حمد و ستايش خدا فرموده اند : حمد و سپاس خداى سبحان « اَلْحَمْدُلِلَّهِ كُلَّمَا وَقَبَ لَيْلٌ وَغَسَقَ » ( حمد و سپاس خداى را هرگاه كه شب شود و تاريكى همه جا را فرا گيرد . ) همان طورى كه قبلا توضيح داده شد « ال » در « الحمد » براى استغراق است ، يعنى همه حمد و ستايش مخصوص خداست ; « كلّما وقب ليلٌ و غسق » ، « وقب » به معناى « دَخَلَ » يعنى داخل شد ، و « غسق » به معناى فراگيرى تاريكى است ; يعنى حمد مخصوص خداست وقتى كه شب داخل شود و تاريكى آن همه جا را فرا گيرد . « وَالْحَمْدُلِلَّهِ كُلَّمَا لاَحَ نَجْمٌ وَخَفَقَ » ( و حمد و ستايش مخصوص خداست هرگاه كه ستاره اى ظاهر شود و غروب كند . )