الشيخ المنتظري

610

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به عالم برزخ نزديك مى شويم و برزخيان هم يك روز به روز قيامت و آخرت نزديك مى شوند ، كه در حقيقت همه به آخرت نزديك مى شويم . « لكلّ منهما بنون » هر يك از اين دنيا و آخرت داراى فرزندانى هستند ، فرزندان دنيا آنهايى هستند كه اهل دنيا و مرتبط با دنيا هستند ، فرزندان آخرت هم افرادى هستند كه اهل آخرتند ، به دنيا علاقه اى ندارند و براى آخرت تلاش مى كنند . مناسبت اين كه حضرت از اهل دنيا و آخرت تعبير به فرزند فرموده ، اين است كه همان طورى كه فرزند نسبت به مادر خود علاقه مند است و با او ارتباط دارد و به او دل بسته است ، اهل دنيا و آخرت هم به دنيا و آخرت علاقه دارند و با آن همچون مادر خود ارتباط دارند ; بنابراين اين جمله يك تشبيه است ، دنيا و آخرت به مادر و اهل آنها به فرزندان تشبيه شده اند . بعد مى فرمايند : « فكونوا من أبناء الآخرة ، و لاتكونوا أبناء الدّنيا » پس از فرزندان آخرت باشيد نه دنيا . البتّه بارها گفته ايم كه معناى اهل دنيا نبودن اين نيست كه گوشه اى بنشينيم و دست به كارى نزنيم و فقط عبادت كنيم ، اين طور نيست كه مال دنيا به طور كلّى بد باشد ; اگر از دنيا مذمّت كرده اند ، در حقيقت از غرق شدن در آن مذمّت كرده اند نه اين كه از همه چيز دنيا مذمّت كرده باشند ، و به قول مثنوى : « چيست دنيا ؟ از خدا غافل شدن * نى طلا و نقره و فرزند و زن مال را كز بهر دين باشى حمول * نعم مال صالح گفت آن رسول » ( 1 ) آن چيزى كه مذمّت شده و مذمّت هم دارد دلبستگى به دنياست ; اين كه حضرت دنيا را به مادر و اهل دنيا را به فرزند تشبيه فرموده براى اين است كه فرزند نسبت به مادر خود دلبستگى دارد و حتّى نمى تواند لحظه اى از او دور شود ; امّا اگر دلبستگى به دنيا وجود نداشته باشد و دنيا را براى تأمين سعادت آخرت بخواهد ، گذشته از اين كه مذمّتى ندارد ممدوح هم هست ; مالى را كه انسان در راه آخرت

--> 1 - مثنوى مولوى ، دفتر اوّل ، ص 22 از چاپ رمضانى