الشيخ المنتظري

602

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

حضرت در قسمتى از نامه خود به مالك اشتر روى عهد و پيمان تكيه مىكند و خصوصاً در عهد و پيمان با دشمن مى فرمايد : « و ان عقدت بينك و بين عدوّك عقدة او البسته منك ذمّة فحط عهدك بالوفاء » ( 1 ) اگر بين خود و دشمن عقد و قراردادى گذاشتى به عهد و پيمانت گرچه او دشمن و كافر است وفا كن ، و مبادا نقض عهد و پيمان كنى . همه ملل و تمام كشورهاى دنيا اين قول و قرار و اين عهد و پيمان را دارند ، همه با هم قول و قرار دارند و معاهده مى بندند ، و اگر بنا شود به عهد و پيمانها توجّه نشود و روى آن پا بگذارند هيچ كس به ديگرى اعتماد نمى كند ، و هيچ كس با ديگرى ارتباط برقرار نمى كند و همه معاملات مردم به هم مى خورد ; زيرا همه معاملات بر اساس همين وفاى به عهد و پيمان است . لذا وفاى به عهد و پيمان چه در روابط بين اشخاص ، چه در روابط بين حكومت و ملّت يا ملّت و حكومت ، و چه در روابط بين دو دولت ، و چه در رابطه انسان با خدا ، از واجبات است و همه بايد ملتزم به آن باشند ، اگر همه به آن عمل مى كردند صفا و صميميّت بين مردم و دولت ، بلكه دولتها و ملّتها برقرار مى شد و مردم دنيا از اعتماد بيشترى برخوردار بودند ، و شايد به همين جهت هم باشد كه مى فرمايند : « و لا اعلم جنّة اوقى منه » من سپرى حفظ كننده تر از وفاى به عهد سراغ ندارم ; يعنى وفاى به عهد انسان را از فتنه هاى دنيا بهتر از هر چيز حفظ مىكند . « و لايغدر من علم كيف المرجع » و كسى كه بداند بازگشتش چگونه است مكر و حيله نمى كند . « غدر » به معناى ترك وفاست ، كسى كه ترك وفا كند در حقيقت حيله و مكر مىكند ، و اصل لغت « غدر » به معناى ترك است ، در آيه شريفه هم آمده : ( مال هذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة الاّ احصيها ) ( 2 ) اين نامه عمل هيچ چيز كوچك و بزرگى را ترك نكرده است ; به گودال آب باران هم كه « غدير » مى گويند

--> 1 - نهج البلاغه عبده ، نامه 53 2 - سوره كهف ، آيه 49