الشيخ المنتظري

573

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

اين عبارت بنا به قول ابن ابى الحديد قسمت سوّم از اين خطبه است كه حضرت در جواب انتقاداتى كه از وى راجع به غيب گويى هاى حضرت مى شده ايراد فرموده اند . حضرت امير ( عليه السلام ) در موارد مختلف اخبارى از غيب داده اند كه شيعه و سنّى بسيارى از آنها را نقل كرده اند ، همين ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خود غيب گويى هاى زيادى را كه شيعه و سنّى نقل كرده اند در شرح همين خطبه آورده ( 1 ) و داستانهايى را كه حاكى از غيب گويى حضرت است نقل كرده است . برخى از مردم زمان حضرت وقتى اين اخبار را مى شنيدند از آنها به چاخان و دروغ تعبير مى كردند كه در حقيقت تهمت دروغگويى به آن حضرت بود ، وقتى اين سخنان به گوش آن حضرت رسيد فرمودند : هر كه هر چه مى خواهد بگويد ، اينها تهمت است كه به من مى زنند « رضينا عن الله قضاءه » ما راضى به قضا و قدر خدا هستيم . كار به جايى رسيده كه على ( عليه السلام ) با آن سوابق درخشانى كه در اسلام دارد ، يك عدّه اى بگويند اين اخبار دروغ است ، آنچه آن حضرت مى فرموده اخبارى بوده كه از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) شنيده ، ولى در عين حال گفته هاى حضرت را ردّ مى كردند . مى فرمايند : من راضى هستم به رضاى خدا ، « و سلّمنا لله امره » و ما در مقابل امر خدا تسليم هستيم . « اترانى اكذب على رسول الله ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ؟ » فكر مى كنيد من بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) دروغ مى بندم ؟ براى اين كه آنچه را حضرت به عنوان اخبار غيبى مى فرمود ، به رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نسبت مى داد و مى گفت : از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) شنيدم كه چنين مى فرموده است ، و هيچ گاه مستقيماً به عنوان خودشان نقل نمى فرمودند . بنابراين اگر آنچه را كه حضرت فرموده چاخان و دروغ بدانند در حقيقت آن حضرت را متّهم به دروغ بستن به رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) كرده اند ، از اين رو در ردّ اين اتّهام مى فرمايند : « اترانى اكذب على رسول الله ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ؟ » آيا خيال مى كنيد در اخبارى كه مى دهم بر رسول خدا دروغ مى بندم ؟ « والله لأنا اوّل من صدّقه » به خدا سوگند من اوّلين كسى

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 286