الشيخ المنتظري
568
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
تحريك آنها خطبه بخواند ، امّا در اينجا حضرت خودشان را معرّفى مى كنند و درد دلهايى از خودشان بيان مى كنند ، از اين جهت اين سخنان را به جارى مجراى خطبه تعبير فرموده اند . ابن ابى الحديد به كلام مرحوم سيّد ايراد گرفته و مى گويد ظاهراً اين طور نيست و حضرت پس از جنگ نهروان يك خطبه خيلى مفصّلى ايراد كرده كه مرحوم سيّد قسمت هايى از آن خطبه را در اينجا نقل كرده است ، به گفته ابن ابى الحديد كلام حضرت در اينجا چهار قسمت است و هيچ يك از اين چهار قسمت به هم مربوط نيستند . ( 1 ) پيش تازى و روشن بينى حضرت على ( عليه السلام ) « فَقُمْتُ بِالاَْمْرِ حِينَ فَشِلُوا ، وَتَطَلَّعْتُ حِينَ تَقَبَّعُوا ، وَنَطَقْتُ حِينَ تَمَنَّعُوا » ( پس براى يارى دين اسلام قيام كردم آن هنگامى كه مسلمين ضعيف و ناتوان بودند ، و خود را آشكار نمودم آنگاه كه آنها سر در گريبان بودند ، و لب به سخن باز كردم هنگامى كه آنها ابا مى كردند . ) بعضى افراد مثل ابن ابى الحديد عقيده دارند اين سخنان حضرت مربوط به زمان عثمان است ، زيرا حضرت از كجى ها و نابسامانى هاى زمان عثمان سخن مى گويد كه خلاصه حكومت در دست بنى اميّه بود و بيت المال مسلمين در دست عثمان ، و او هرچه مى خواست بذل و بخشش مى كرد ، مروان حكم و پدرش حكم و عقبة بن ابى معيط و وليد بن عقبة و از قبيل اينها در رأس حكومت بودند و تا زمانى كه اينها در رأس حكومت بودند هيچ كس جرأت حرف زدن نداشت ، امّا من در مقابل آنها ايستادگى مى كردم و آنها را امر به معروف و نهى از منكر مى كردم ، اين سخن
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 284