الشيخ المنتظري
569
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
ابن ابى الحديد است . ( 1 ) بعضى ديگر از شارحان نهج البلاغه احتمال داده اند ( 2 ) مقصود حضرت اختناق صدر اسلام است كه هيچ كس دور پيامبرخدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نمى آمد و همه مى ترسيدند ، امّا حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در تمام مراحل در خدمت اسلام و پيامبر اسلام ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بوده و از اسلام و حقّ دفاع مى كردند و با تمام قدرتشان فعّاليّت مى كردند ; اين دو احتمالى است كه در اين مورد داده شده است . به هرحال حضرت مى فرمايند : « فقمت بالامر حين فشلوا » من قيامِ به امر كردم در وقتى كه همه مردم مى ترسيدند و ضعيف بودند . اگر مقصود از « امر » حكومت و خلافت باشد ، اين سخنان نه با زمان رسول خدا مى سازد و نه با زمان عثمان ; چون در هيچ يك از اين دو زمان حكومت در دست حضرت على ( عليه السلام ) نبود ; ولى اگر مقصود از « امر » امر به معروف و نهى از منكر باشد ، هم با زمان رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) مى سازد ، چون حضرت امير ( عليه السلام ) با شمشير خود امر به معروف و نهى از منكر مى كردند در حالى كه مردمِ ديگر مى ترسيدند و ضعيف بودند ; و هم با زمان عثمان مى سازد ، چون على ( عليه السلام ) افرادِ حكومت و مردم را امر به معروف و نهى از منكر مى كردند ، از اين رو فرموده اند : « فقمت بالامر حين فشلوا » من به وظيفه خود قيام كردم وقتى كه مردم در ضعف و ناتوانى بودند . « و تطلعت حين تقبعوا » و آن وقتى كه مردم سرشان را در لاكشان فرو برده و مخفى شده بودند ، من سركشى مى كردم . « تطلّعت » از مادّه « طلع » و به معناى سركشى كردن و خبر گرفتن ، و « تقبّعوا » از « تَقَبَّعَ » به معناى سر در لاك كردن است . فرموده اند : آن وقتى كه مردم سرشان را در لاكشان كرده بودند ، من سركشى مى كردم
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 285 ; و براى آگاهى از بخشش هاى عثمان مى توان به الغدير ، ج 8 ، خصوصاً ص 286 رجوع كرد . 2 - منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 142 ; و شرح ابن ميثم بحرانى ، ج 2 ، ص 93