الشيخ المنتظري

534

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

ايراد اين خطبه مى فرمايند : « أُفّ لكم » افّ بر شما باد ; « أُفّ » را گفته اند اسم فعل است به معناى « اتضجّر » يعنى من از شما ناراحت هستم ; ولى من بارها گفته ام كه « أُفّ » اسم صوت است ، همين كه خودمان در فارسى مى گوئيم « اُه » يا « وَه » اين « أُفّ » در عربى است ، با گفتن « أُفّ » به طرف مى فهمانيم كه من از تو ناراحت هستم ، حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در اينجا فرموده اند : « أُفّ لكم » يعنى « وَه ، شما هم براى من نيرو شديد ؟ » در حقيقت حضرت نسبت به آنها اظهار ناراحتى مى كنند و بعد مى فرمايند : « لقد سئمت عتابكم » من از عتاب شما و از اين كه هى گفتم و شما بى اعتنايى كرديد و بهانه آورديد خسته شدم « ارضيتم بالحياة الدُّنيا من الآخرة عوضاً » آيا شما در عوض آخرت به همين زندگى دنيا راضى هستيد ؟ « و بالذّلّ من العزّ خلفاً » و آيا در عوض عزّت به ذلّت تن داده ايد و راضى شده ايد ؟ ! يعنى حاضريد كه عزّت اسلامى و استقلالتان را با ذلّت رفتن زير بار معاويه و افراد او عوض كنيد ؟ ترس لشگريان حضرت از جهاد « إذَا دَعَوْتُكُمْ إِلَى جِهَادِ عَدُوِّكُمْ دَارَتْ أَعْيُنُكُمْ كَأَنَّكُمْ مِنَ الْمَوْتِ فِي غَمْرَة ، وَمِنَ الذُّهُولِ فِي سَكْرَة » ( هر وقت شما را به جنگ با دشمن خودتان دعوت مى كنم ، چشمهايتان مى چرخند مثل اين كه در گرداب مرگيد و از پريشانى حواس مدهوش گشته ايد . ) « دارت » از مادّه « دَوَران و دور » است يعنى دور مى زند . « غمرة » به معناى گرداب و كنايه از سختى است ، يعنى سختى مرگ . « ذهول » به معناى غفلت و گيجى و پريشانى حواس ، و « سكرة » به معناى مستى است . مى فرمايند : وقتى شما را براى جنگ با دشمنانتان دعوت مى كنم ، چشمهايتان در حدقه مى چرخند ، مثل آن وقتى كه در گرداب مرگ فرو رفته ايد و از ترس مرگ