الشيخ المنتظري
532
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
موضوع بحث ما درسهايى از نهج البلاغه بود ، خطبه سى و چهارم از نهج البلاغه عبده است ; قبلا گفتيم كه در طول خلافت حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) سه جنگ به ايشان تحميل شد : يكى جنگ جمل كه به وسيله طلحه و زبير و عايشه به حضرت تحميل شد ، دوّم جنگ صفّين بود كه به حكميّت منتهى شد امّا با حيله عمروعاص و نادانى ابوموسى جنگ به سود معاويه تمام شد ، سوّم هم جنگ نهروان بود كه به وسيله خوارج به آن حضرت تحميل گرديد . مناسبت و زمان ايراد اين خطبه « و من خطبة له ( عليه السلام ) في استنفار النّاس الى اهل الشّام » ( و از جمله خطبه هاى آن حضرت است در كوچ دادن مردم به طرف اهل شام . ) بعد از آن كه نتيجه حكميّت در جنگ صفّين به نفع معاويه تمام شد ، معاويه تعدّيات زيادترى را عليه حكومت حضرت امير ( عليه السلام ) شروع كرد ، و افرادى را براى آشوبگرى به مناطقى كه در قلمرو حكومت آن حضرت بود مى فرستاد ، از اين رو حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بعد از اتمام جنگ نهروان مردم را ترغيب به جنگ با معاويه فرمود ، ولى مردم بهانه جويى مى كردند و بيش از همه اشعث بن قيس سخنگوى مخالفين بود ، اينها مى گفتند ما تازه از جنگ برگشته ايم و اين همه مجروح داريم ، گرفتاريم ، هوا سرد است ، بگذاريد وقتى هوا گرمتر شود ! حضرت على فرمودند : سردى هوا فقط براى شماست يا براى لشگر معاويه هم هوا سرد است ؟ اگر هوا براى شما سرد است براى آنها هم سرد است ، در حقيقت حضرت مى خواستند فرصت را از معاويه بگيرند و او نتواند روز به روز پيشرفت بيشترى بكند . هرچه حضرت اصرار مى فرمودند آنها بهانه بيشترى مى آوردند ، و از جمله