الشيخ المنتظري

522

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

فأصلحوا بينهما فان بغت احديهما على الأخرى فقاتلوا الّتي تبغي حتّى تفيء الى أمر الله ) ( 1 ) اگر دو طايفه از مسلمانها با هم جنگ كردند بين آنها اصلاح كنيد ، اگر دسته اى بر ديگرى طغيان كرد با او بجنگيد تا به امر خدا باز گردد . خطبه سى و سوّم به نقل عبده تا اينجا تمام شد ، ولى در برخى از شروح نهج البلاغه و از جمله شرح ابن ابى الحديد تتمّه اى دارد : « واللّه ما تنقم منّا قريش الاّ أنّ اللّه اختارنا عليهم ، فادخلناهم فى حيّزنا ، فكانوا كما قال الاوّل : أدمت لعمرى شربك المحض صابحاً * و اكلك بالزّبد المقشّرة البجرا و نحن وهبناك العلاء و لم تكن * عليّاً ، و حطنا حولك الجرد و السّمرا » ( به خدا قسم قريش از ما انتقام نمى گيرد مگر به اين جهت كه خدا از ميان آنان ما را برگزيده است ، ولى ما آنان را در كنار خود داخل نموديم پس آنان همچون گفته شاعر گشتند : به جان خود سوگند كه هر صبح از شير خالص صاف نوشيدى و از غذاى لذيذ و چرب خوردى ، ما به تو بزرگوارى بخشيديم در حالى كه بزرگى نداشتى و در اطراف تو با اسبها و سرنيزه ها از تو نگهدارى كرديم . ) « محض » به معناى شير خالص صاف است ; « صابح » به معناى غذاى صبحانه ، و « مقشّرة » به معناى خرمايى است كه پوست و هسته آن از آن جدا شده باشد ; « بُجر » هم به معناى زياد و خوب ، « جُرد » جمع « أجرد » به معناى اسبهاى مو باريك ، و « سُمر » جمع « أسمر » به معناى سرنيزه هاست . ضمناً خطبه صد و چهارم نهج البلاغه هم با اين خطبه از نظر مضمون يكى است ، اما چون مزايايى دارد آن را در اينجا مى آوريم .

--> 1 - سوره حجرات ، آيه 9