الشيخ المنتظري
46
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
با خشونت بود ، لغزش در آن طبيعت زياد بود ، و بعد از لغزش عذرخواهى مى كرد . دفاع ابن ابى الحديد معتزلى از عمر ، و پاسخ آن توضيح اين قسمت در جلسه گذشته بيان شد ، اما در اينجا مطلبى را عرض كنيم : خشونت عمر خيلى معروف است ، حتى عامه هم اين مطلب را قبول دارند . ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه اين تندى و خشونت عمر را وسيله اى براى دفاع از او قرار داده ، مى گويد : اين كه وقتى پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) در بستر بيمارى فرمود كاغذى بياوريد مى خواهم براى شما چيزى بنويسم ، عمر گفت : « انّ هذا الرّجل ليهجر » اين مرد هذيان مى گويد ، به خاطر طبيعت تندى بوده كه عمر داشته و دست خودش نبوده است ; مى خواسته خوب حرف بزند ولى توهين مى شده ، و گرنه او قصد توهين كردن نداشته است . ( 1 ) معروف است كه عمر در مورد بيعت با ابوبكر گفت : « انّ بيعة أبى بكر كانت فلتة - و قد كانت كذلك - الاّ ان اللّه وقى شرّها » ( 2 ) بيعت با ابوبكر يك چيز ناگهانى و فكر نشده اى بود كه انجام يافت ، خدا ما را از شرّش حفظ كند - و اگر به معناى ماضى باشد - خدا ما را از شرّش حفظ كرد . « فلتة » اين است كه انسان فكر نكرده و ناگهانى كارى را انجام دهد . اين كلام عمر زير سؤال بردن بيعت با ابوبكر است . ابن ابى الحديد در شرح خطبه 26 نهج البلاغه مى گويد : قد كان سبق من عمر ان قال : « انّ بيعة أبى بكر كانت فلتة وقى اللّه شرّها فمن عاد الى مثلها فاقتلوه » بيعت ابى بكر كار بى فكر و ناگهانى بود كه خدا شرّش را حفظ كرد ، اگر كسى بعد از اين
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 183 2 - هنوز جنازه پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) از زمين بلند نشده بود ، و حضرت على ( عليه السلام ) در حال غسل و كفن پيامبر بود ، اينها در سقيفه جمع شدند ، پنج نفر با ابوبكر بيعت كردند و بعد هم راه افتادند و با شانتاژ و تبليغات و تهديد و ارعاب ديگران را هم آوردند . در زمينه اين كلام عمر نگاه كنيد : صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 180 ، باب رجم الحبلى ; ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 23 ; مصنف عبدالرزاق ، ج 5 ، ص 441 تا 445