الشيخ المنتظري

47

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

چنين كارى كند او را بكشيد . ( 1 ) سپس او در دفاع از سخن عمر مى گويد : « و اعلم أنّ هذه اللّفظة من عمر مناسبة للفظات كثيرة كان يقولها بمقتضى ماجبله اللّه تعالى عليه من غلظ الطّينة و جفاء الطّبيعة و لا حيلة له فيها لانّه مجبول عليها لايستطيع تغييرها » اين لفظ عمر مناسب است با لفظهاى ديگرى كه مى گفته ، براى آنچه خدا در طبيعت عمر قرار داده بود كه طينتش غليظ بود ، و طبيعتش طبيعت با جفايى بود ، و نيرنگ و حقه بازى نمى كرد ، براى اين كه طبيعتش اين بود و بر اين طبيعت خلق شده بود ، نمى توانست طبيعتش را تغيير دهد . بعد ابن ابى الحديد ادامه مىدهد : « و لا ريب عندنا أنّه كان يتعاطى ان يتلطّف و ان يخرج الفاظه مخارج حسنة لطيفه فينزع به الطّبع الجاسى و الغريزة الغليظة الى امثال هذه اللفظات و لايقصد بها سوء و لايريد بها ذمّاً و تخطئةً » ما شكى نداريم كه او مى خواسته با لطف و مدارا حرف بزند و الفاظ خوبى بگويد ، اما آن طبيعت خشن و ذاتى او را وادار مى كرد تا تندى كند ، و اگر عمر امثال اين الفاظ را مى گويد قصد سوئى نداشته ، و نمى خواسته مذمّت و تخطئه كند . ابن ابى الحديد در ادامه به دو مورد ديگر از الفاظ ناهنجار عمر اشاره مىكند ، يكى اين كه مى گويد : « كما قدمنا ذلك فى اللفظة الّتى قالها فى مرض رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله و سلم ) » همان گونه كه در مورد كلامى كه در بيمارى رسول اللّه گفت ( 2 ) همين مطلب را بيان داشتيم . ابن ابى الحديد مى گويد : « و كاللفظات الّتى قالها عام الحديبية »

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 26 2 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 51 ; و صحيح البخارى ، كتاب المرضى ، باب قول المريض : موقعى كه پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) در بستر بيمارى بود فرمود : « ايتونى بدواة و كتف اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده ابداً » براى من دوات و كتفى بياوريد تا براى شما بنويسم نوشته اى را كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد . حضرت بعد از اين كه اين كلام را فرمود بيهوش شد ، و يك نفر از اصحاب حضرت خواست برود تا آنچه حضرت فرموده بود بياورد ، عمر گفت : « إرجع إنّ هذا الرّجل ليهجر » برگرد كه اين مرد هذيان مى گويد .