الشيخ المنتظري

446

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« قُلب » يعنى دستبند . « قلائد » جمع « قِلادَة » است ، يعنى گردنبند . « رِعاث » جمع « رعثة » است ، يعنى گوشواره . « استرجاع » اين كلمه را به دو صورت معنا كرده اند : يكى اين كه اين زن مى گفته : ( إنّا لله و إنّا إليه راجعون ) ، و معناى ديگر اين كه با صدا گريه مى كرده ، صدا وقتى كه با گريه همراه باشد به گلو برمى گردد . « استرحام » را هم به دو صورت معنى كرده اند : يكى اين كه طلب رحم مى كرده و از آن مرد مهاجم مى خواسته كه او را رحم كند ، ديگر اين كه او را به رَحِم و خويشاوندى قسم مى داده است . به هرحال اينها به شهر انبار يورش بردند ، كشتند و غارت كردند و اين گونه طلا و جواهرات زنها را به زور از دست و پا و گردن و گوششان درآوردند و كسى مانع كار آنها نبود . « ثُمّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ ، مَا نَالَ رَجُلاً مِنْهُمْ كَلْمٌ ، وَلاَ أُرِيقَ لَهُمْ دَمٌ » ( سپس برگشتند در حالى كه پر بودند ، نرسيده است به هيچ مردى از آنها جراحتى ، و هيچ خونى از اينها ريخته نشده . ) « كَلم » به معناى جرح است ; بعضى گفته اند « كلمه و كلام » هم از مادّه همين « كلم » است ; زيرا سخن جراحتى را به انسان وارد مىكند كه شمشير وارد نمى كند ، لذا شاعر عرب مى گويد : « جراحات السّنان لها التيام * و لايلتام ما جرح اللّسان » ( 1 ) جراحتى را كه سرنيزه وارد مىكند براى آن التيامى هست ، اما التيام پيدا نمى كند جراحتى كه زبان بر جگر انسان وارد مى سازد . مواظب باشيد يك وقت حرف زشتى ، حرف تندى به مسلمانى نزنيد ، دل مسلمانى را نشكنيد ، كه شكستن دل مسلمان سبب مىشود خدا لطف و محبّتش را از انسان بر طرف كند . به هرحال حضرت مى فرمايد : مهاجمان از شهر انبار پيروزمندانه برگشتند در حالى كه از نظر مال و ثروت تام و وافر بودند ، نه به خودشان

--> 1 - جامع الشواهد ، حرف الجيم بعده الرّاء