الشيخ المنتظري

443

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

زيرا دشمن وارد خانه او شده ، فكر مىكند لابد اينها پشتشان خيلى گرم است كه جرأت كردند به كشور ما يورش آورند و داخل كشور شوند ، و ما خيلى ضعيف هستيم كه نتوانستيم جلوى آنها را بگيريم . بنابراين اعتراض حضرت على ( عليه السلام ) اين است كه شما نشستيد تا سفيان بن عوف غامدى از طرف معاويه هجوم آورده و داخل شهرهاى شما شده است . « فَتَوَاكَلْتُمْ ، وَتَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ الْغَارَاتُ عَلَيْكُمْ » ( پس كار دفاع را به يكديگر واگذار كرديد ، و يكديگر را زبون و خوار كرديد تا يورشها يكى پس از ديگرى بر شما انجام شد . ) « تواكل » از مادّه « وكالت » است ، « وكالت » يعنى واگذارى ، و « تواكل » معنايش اين است كه كار را به يكديگر واگذار كنند ، در نتيجه هيچ كس كار را انجام نمى دهد و هر كس به اميد ديگرى است . در اسلام يك جنگ ابتدايى داريم كه بايد به اذن امام باشد و تا اذن امام نباشد كسى حق حمله به دشمن را ندارد ، و بعضى از فقها هم مى گويند مراد از امام در اينجا امام معصوم است ; و يك جنگ دفاعى ، يعنى اگر دشمن هجوم آورد دفاع واجب است و ديگر اذن امام هم لازم نيست ، در اين مورد زن و مرد همه وظيفه دفاع دارند و نبايد هر كسى كار دفاع را به ديگرى محوّل كند ، و اينجا بحث اين است كه سفيان بن عوف غامدى به شهرهايى كه تحت حكومت حضرت على بوده يورش آورده و وظيفه همه بوده كه دفاع كنند ، حضرت به آنها مى فرمايد : شما كار دفاع را به يكديگر واگذار كرديد و يكديگر را زبون و خوار كرديد ، يعنى هر كدام سبب خذلان و شكست ديگرى شديد . « شنّ » و « سنّ » تقريباً به يك معناست ، اگر « سُنَّت الغارات » باشد معنايش اين است كه غارت پشت سر هم بدون اين كه بين آن فاصله باشد انجام شد ، و اگر « شُنَّت الغارات » باشد معنايش اين است كه غارت با كمى فاصله بوده ، مثلا امروز