الشيخ المنتظري

343

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

در آنجا دكانى بود ، سلمان گفت : صاحب اين محلّ را حاضر كنيد ، وقتى او را حاضر كردند سلمان گفت : اين محلّ را به من اجاره مى دهى ؟ گفت : بلى ، سلمان آن محلّ را اجاره كرد و گفت : همين جا براى من بس است ، پوستى داشت زيرش انداخت و آفتابه اى داشت كه با آن تطهير و وضو انجام مى داد ، يك عصا هم دستش بود ، و گفت : به مردم بگوييد هر كسى با من كار دارد اينجا بيايد ، سلمان به كارهاى مردم رسيدگى مى كرد ، قضاوت مى كرد ، خلاصه به كار خود مشغول بود تا اين كه زمانى سيل آمد و شهر را فرا گرفت ، تمامى مردم نگران خانه و اموال و اثاثيه خود بودند و داد و فرياد مى كردند ، حضرت سلمان هم اثاثيه اندك خود را برداشت و روى يك بلندى رفت و فرمود : « هكذا ينجوا المخفّفون يوم القيامة » اين گونه سبك باران در قيامت نجات پيدا مى كنند . دو حديث درباره سبك باران دو حديث هم از نهايه ابن اثير كه كتاب بسيار وزينى است و لغات احاديث را به ترتيب حروف الفبا معنا مىكند براى شما ذكر كنم : 1 - از پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نقل مىكند كه فرمود : « إنَّ بين ايدينا عقبةً كؤوداً لا يجُوزُها إلاّ المخفّ » ( 1 ) در جلوى ما گردنه سختى است كه نمى تواند از آن عبور كند مگر كسى كه سبك بار باشد . « عقبة » يعنى گردنه ، و « كَؤود » هم به معناى سخت است ; يعنى كسى كه مى خواهد از گردنه عبور كند بايد بارش سبك باشد ، و در اين روايت مراد از گردنه همان گردنه حساب و كتاب است . 2 - و در روايت ديگرى پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) مى فرمايد : « نجا المخفّون » ( 2 ) آنهايى كه سبك بارند نجات پيدا مى كنند ; اين فرمايش حضرت على ( عليه السلام ) كه مى فرمايد :

--> 1 - نهايه ابن اثير ، ج 2 ، ص 54 2 - نهايه ابن اثير ، ج 2 ، ص 54