الشيخ المنتظري

33

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

و ابن ابى الحديد هم در حمد خدا مى گويد : « و قدّم المفضول على الافضل لمصلحة » ( 1 ) حمد خداى را كه مفضول را بر افضل براى مصلحت مقدّم داشت . به هرحال اينها با اين كه قدرت داشتند مى خواستند بگويند كه ما مى فهميم كه على فاضل تر است . از عمر هم نقل شده كه بيش از هفتاد مرتبه گفت : « لولا علىّ لهلك عمر » ( 2 ) اگر على نبود عمر هلاك شده بود . عكس العمل حضرت على ( عليه السلام ) در غصب خلافت « فَسَدَلْتُ دُونَهَا ثَوْباً » ( پس آويزان كردم در مقابل خلافت پرده اى را . ) يعنى وقتى ديدم ابوبكر خلافت را به ناحق گرفت ، در مقابل خلافت پرده اى انداختم و از خلافت منزوى شدم ; زمانى كه ابوبكر روى كار آمد حضرت على ( عليه السلام ) به نخلستانها رفته و مشغول كشاورزى بود . وقتى انسان بخواهد از چيزى انزوا كند پرده اى مى كشد كه به ديگران كارى نداشته باشد . « سَدْل و إسْدال » آويزان كردن پرده را مى گويند . « وَطَوَيْتُ عَنْها كَشْحاً » ( و گرداندم از خلافت پهلويم را . ) « كشح » يعنى پهلو ; وقتى انسان مى خواهد از چيزى اعراض كند پهلويش را مى گرداند . ابن ابى الحديد معتزلى معناى ديگرى براى اين جمله مىكند و مى گويد : وقتى انسان سير مىشود پهلويش بالا قرار مى گيرد و ديگر نمى تواند پهلويش را بچرخاند ، اما وقتى خيلى گرسنه باشد لاغر هم مىشود و مىتواند پهلويش را بچرخاند ، مثل اين كه حضرت مى خواهند بفرمايند : من خودم را از خلافت گرسنه

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 3 2 - الغدير ، ج 6 ، ص 93 به بعد ، باب نوادر الاثر فى علم عمر ; و بحارالانوار ، ج 40 ، باب 93 و 97 موارد زيادى را نقل كرده اند .