الشيخ المنتظري

290

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

فقهى دارند ، نه آنها به فقه ما عمل مى كنند و نه ما به فقه آنان ; مسائل علمى و اعتقادى بايد مطرح شود ، در علم هيچ وقت سانسور نيست . اين كه ما مى گوييم وحدت ، معناى آن اين نيست كه ما شيعيان فقه خود را كه از اهل بيت پيغمبر و عترت طاهرين او ( عليهم السلام ) اخذ شده كنار بگذاريم ، بلكه معناى آن اين است كه ما مسلمانيم و قرآن و پيغمبر را قبول داريم ، اهل سنّت هم مسلمان هستند و قرآن و پيغمبر را قبول دارند ، در مقابل اسرائيل و ابرقدرتها نبايد با هم جنگ داشته باشيم ، و يا اين كه با آنها سازش كنيم ، بلكه بايستى چهار مذهب اهل سنّت و مذهب شيعه با هم يك مشت شوند و بر دهان دشمنان اسلام بزنند ، اين معناى وحدت كلمه است . مسائل علمى بايد مطرح شود ، اگر تعصّب در كار نباشد ما موظّفيم كه فقه اهل سنّت را ببينيم ، چنانچه مى بينيم ، و الآن در حوزه هاى علمى ما فقه اهل سنّت مراجعه و مطالعه مىشود . ما در درسمان فتاواى علماى آنها را مطرح مى كنيم . قاعده اش هست كه اهل سنّت هم فقه شيعه را مطرح كنند ، بسا در اثر مطرح كردن دو فقه بسيارى از اختلافات علمى هم حل شود . به هرحال مطرح كردن اين مسائل از نظر علمى است نه اين كه بخواهيم نزاعى و جدالى باشد . خداوند وقتى مى خواهد ما را از اختلاف نهى كند با بهترين تعبير در قرآن مى فرمايد : ( و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم ) ( 1 ) ; « تنازعوا » باب تفاعل است از مادّه « نَزع » به معناى كشيدن . خدا نمى فرمايد اختلاف نظر نداشته باشيد - مغز است و فكر مىكند و هر كسى فكرى دارد ، بايد افكار روى هم ريخته شود تا مطالب پخته شود - بلكه مى فرمايد : ( لا تنازعوا ) بِكِش بِكِش عليه يكديگر نداشته باشيد ، اگر اين گونه باشد ( فتفشلوا ) پس ضعيف مىشويد ( و تذهب ريحكم ) و بادتان ( كنايه از شوكتتان ) مى رود ، ديگر باد به پرچمتان نمى خورد ; در آن موقع باد به پرچم اسرائيل مى خورد

--> 1 - سوره انفال ، آيه 46