الشيخ المنتظري
291
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
و سه ميليون اسرائيلى صهيونيست به يك ميليارد مسلمان زور مى گويند . سنّت از ديدگاه شيعه و اهل سنّت به هرحال هم اهل سنّت اجتهاد را قبول دارند و هم ما ، منتها گفتيم كه دو اختلاف اساسى بين ما و آنها هست ، يكى اين كه ما در اجتهادمان به قياس و استحسانات عمل نمى كنيم آنها عمل مى كنند ، و يكى هم اين كه ما اهل تخطئه هستيم اما بسيارى از آنها اهل تصويب هستند . فرق ديگرى هم بين ما و آنها هست و آن اين كه ما مى گوييم سنّت حجّت است ، يعنى سنّت پيغمبر و عترت هر دو حجّت است ، و پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرمودند : من از بين شما مى روم و دو چيز نفيس را در بين شما باقى مى گذارم ، كتاب خدا و عترتم را . ( 1 ) عترت پيغمبر هم مثل كتاب خدا بر ما حجّت است ، و ما سنّت پيامبر را از راه عترت پيامبر به دست مى آوريم . و برحسب فرمايش پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) كه توصيه كردند به كتاب و عترت مراجعه كنيد ، ما عترت را حجّت مى دانيم و طريق سنّت پيغمبر مى دانيم ; امام صادق ( عليه السلام ) مى فرمايد : من هرچه مى گويم از پدرم نقل مى كنم ، و پدرم هرچه نقل مىكند از پدرش نقل مىكند تا برسد به پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) . ( 2 ) اما اهل سنّت قول عترت را رها كردند . در اين خطبه حضرت على ( عليه السلام ) مى خواهند عملى را كه آنها در مقام فتوى و قضاوت داشته اند ردّ كنند ، كه اوّلا آنان در مقام فتوى به رأى و قياس و استحسان عمل مى كردند ، و ثانياً اگر دو نفر دو نظر مخالف يكديگر داشتند آنان مى گفتند هر دو حق است . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
--> 1 - المراجعات ، مراجعه 8 ; و بحارالانوار ، ج 2 ، ص 100 و 226 و 285 2 - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 58 ; و بحارالانوار ، ج 2 ، ص 179