الشيخ المنتظري
205
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
شده باشد ، اين اسب ها سواران خود را در آتش فرو خواهند برد . تقوى همچون شتر رام است « أَلاَ وَإِنَّ التَّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ ، حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا ، وَأُعْطُوا أَزِمَّتَهَا ، فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ » ( آگاه باشيد كه تقوى همچون شترهاى رامى است كه زمام و افسار آنها به دست سواران آنها داده شده باشد ، و اين شتران سواران خود را وارد بهشت مى كنند . ) « مطايا » جمع « مطيّة » است ، يعنى شتر . « ذُلُل » جمع « ذلول » است ، يعنى رام . « أزمّة » جمع « زمام » است ، يعنى افسار و لگام . تقوى به انسان آرامش مىدهد ، انسان را كنترل مىكند ، خودسرانه پيش رفتن را از او مى گيرد ، و انسان با فكر كار مىكند ، با متانت راه طى مىكند تا به بهشت برسد . حضرت در اين كلام خود اهل تقوى را تشبيه به كسانى كرده است كه سوار بر شتر رام هستند ، يعنى شترى كه خيلى هموار راه مى رود و جستوخيز ندارد به طورى كه سوار آن اصلاً احساس ناراحتى نمى كند ، و در اختيار سوار خود است ، اگر سوار بخواهد تند برود تند مى رود و اگر بخواهد آهسته برود آهسته مى رود ، به هر طرف خواست به همان طرف مى رود و خودسر نيست . آن كسى اهل تقوى است كه بتواند خود را در هنگام شهوت و غضب كنترل كند و نفس او رام باشد ، و به قول مثنوى چنين انسانى مرد است : وقت خشم و وقت شهوت مرد كو ؟ * طالب مردى چنينم كو به كو يعنى مرد آن است كه اگر منتهاى خشم را پيدا كرد بتواند كظم غيظ كند و خود را كنترل كند ، اگر منتهاى شهوت جنسى را پيدا كرد و زيباترين زن در پيش او باشد خود را كنترل كند . هر كس اين روحيه را داشته باشد مرد است . آن كس كه در ميدان رزم حريف را به زمين مى زند ولى در ميدان شهوت اسير شهوت است مرد نيست . اين گفته مثنوى مضمون حديثى است كه از پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) با سند صحيح نقل