الشيخ المنتظري

183

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

و در زمان خليفه دوّم به دست مسلمانها افتاده بود و در بعضى جاها زمين هاى پرمنفعتى هم بود و مال الاجاره و خراج زيادى براى حكومت داشت ، به اطرافيان خود مانند حكم و مروان و خويشاوندان و ارادتمندان خود واگذار كرده بود . حضرت امير ( عليه السلام ) در روز دوّم خلافتش در اين باره فرمود : « وَاللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ ، وَمُلِكَ بِهِ الْاِمَاءُ ، لَرَدَدْتُهُ » ( به خدا قسم تمام زمين هايى كه عثمان به ديگران واگذار كرده حتى اگر بيابم كه آنها را قباله زنهايشان كرده باشند و يا به وسيله آنها كنيزهايى خريده باشند ، من به بيت المال برمى گردانم . ) زيرا حق بايد به جاى خود برگردد و هيچ وقت مشمول مرور زمان نمى شود . نتيجه اجراى عدالت « فَإِنَّ فِى الْعَدْلِ سَعَةً » ( براى اين كه عدالت سبب وسعت براى همه مردم است . ) در حكومت عدل حتى ظالمين هم بهتر مى توانند زندگى كنند ، براى اين كه اگر ظلم و جنايت باشد ظالم ظلم و تعدّى مىكند و هميشه با مردم مظلوم درگيرى دارد و بين آنها كينه و جدايى هست ، مردم هميشه با نظر دشمنى و بغض به ظالمين نگاه مى كنند و منتظر فرصتى براى انتقام هستند ; و اگر آنها نتوانستند انتقام بگيرند فرزندان آنها و نسل هاى بعد ، از فرزندان و بازماندگان ظالمين انتقام خواهند گرفت ; طبيعى است كه عقده ظلم بالاخره زمانى سر باز مىكند و انقلاب و تحوّلى مىشود و مردم به حساب ظالمين مى رسند . بنابراين اگر عدالت حكم فرما شود و حق هر كس به او داده شود ، تمامى افراد جامعه در صفا و دوستى و محبت زندگى مى كنند . « وَمَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ » ( و هر كس عدالت بر او تنگ باشد حكومت ظلم و جور براى او تنگ تر است . )