الشيخ المنتظري

151

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

بسم الله الرحمن الرحيم و من كلام له ( عليه السلام ) فى ذمّ أهل البصرة : « كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرأَةِ ، وَأَتْبَاعَ الْبَهِيمَةِ » موضوع بحث ما درسهايى از نهج البلاغه بود ، به خطبه سيزدهم رسيديم . بعد از آن كه حضرت امير ( عليه السلام ) در جنگ جمل كه در حوالى بصره انجام شد پيروز شدند فرمايشاتى در مذمّت اهل بصره فرمودند . « كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرأَةِ ، وَأَتْبَاعَ الْبَهِيمَةِ » ( شما مردم بصره ارتش يك زن شده بوديد ، و پيروان يك چهارپا . ) « بهيمة » يعنى زبان بسته ، از ريشه « ابهام » است ; جمع « بهيمة » « بهائم » است ، به چهارپايان بهائم مى گويند چون صداى آنان مبهم است . توضيح داستان جنگ جمل در درسهاى سابق و در ذيل خطبه ششم گذشت . اجمال داستان اين است كه طلحه و زبير پس از كشته شدن عثمان با حضرت على ( عليه السلام ) بيعت كردند ، ولى خواسته هايى از حضرت امير داشتند كه چون آن خواسته ها برآورده نشد به قصد اين كه خلافت حضرت على را به هم بزنند از مدينه به مكه رفتند و به همراهى عايشه تصميم گرفتند كه عليه حضرت قيام كنند ،