الشيخ المنتظري

144

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

در راه خدا كشته مى شوند نگوييد مرده اند بلكه زنده اند . بر فرض اين كه بدن خاكى از انسان گرفته شود ، آن بدن مثالى و بدن مناسب با بهشت كه همان واقعيت انسان است و تحت كنترل و تأثير روح و جان انسان است باقى مى ماند ، انسان با مردن و كشته شدن تمام نمى شود . « تِدْ فِى الْأَرْضِ قَدَمَكَ » ( قدم و پاى خودت را در زمين ميخكوب كن . ) « وَتَدَ يَتِدُ » امر حاضرش مىشود « تِدْ » ، از « وَتَد » است يعنى ميخ . يعنى همانطور كه ميخ در زمين فرو مى رود تو هم اين گونه محكم باش ، هرچه دشمن به تو فشار بياورد تو هيچ از جاى خود حركت نكن . در واقع اين تأكيد همان جمله اوّل است كه فرمود : كوهها از جا حركت مى كنند ولى تو حركت نكن . « اِرْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ ، وَغُضَّ بَصَرَكَ » ( چشم خود را به منتهاى قوم بينداز ، و چشمت را بشكن . ) اين دو جمله در حقيقت حكم يك جمله را دارد . انسان در حال جنگ با دشمن نبايد سرش پايين باشد و از دور غافل شود ، بلكه بايد مواظب اطراف باشد ، دشمن ممكن است از هر طرفى به انسان يورش بياورد ، مخصوصاً در زمان ما كه جنگ با شمشير نيست و به وسيله تير و مسلسل و اين گونه چيزهاست كه از راه دور هدف گيرى ممكن است . بايد همه جا را ببيند اما در عين حال چشمها را خيره نكند ، براى اين كه خيره نگاه كردن سبب وحشت مىشود ، لذا حضرت مى فرمايد : « غُضَّ بَصَرَكَ » . « غُضَّ » امر حاضر است از « غَضَّ » به معناى شكستن ، قرآن مى فرمايد : ( قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم . . . و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ ) ( 1 ) اى پيامبر به مؤمنين بگو از نگاهشان بشكنند و كم كنند - يعنى خيره به زنهاى مردم

--> 1 - سوره نور ، آيات 30 و 31