الشيخ المنتظري

134

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

شياطين در برابر على ( عليه السلام ) « اَلاَ وَإِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ » ( آگاه باشيد كه شيطان حزب خود را جمع كرده است . ) آيا اين كلام حضرت اشاره به جنگ جمل است يا صفّين ؟ معلوم نيست ، بالاخره مقصود يكى از اين دو مى باشد ، فرقى نمى كند ; زيرا شيطان هميشه سران را تحريك مىكند و آنها فتنه اى به راه مى اندازند . در خطبه هفتم حضرت فرمود : زيربناى كار اين نوع مردم شيطان و فعاليت هاى اوست . « وَاسْتَجْلَبَ خَيْلَهُ وَرَجْلَهُ » ( و شيطان سواره نظام و پياده نظامش را فرا خواند . ) « استجلب » يعنى طلب جلب كرد . « خيل » اسب است و در اينجا منظور جماعت سواره نظام است . « رَجْل » جمع « راجل » است يعنى پياده ، مثل « ركب » كه جمع « راكب » است ، « رَجِل » هم به اين معنى آمده است ، در قرآن مى فرمايد : ( و أجلب عليهم بخيلك و رجلك ) ( 1 ) خطاب به شيطان است كه سواره نظام و پياده نظامت را جمع آور و بر آنان بتازان . در حقيقت حضرت مى خواهد بفرمايد : كسانى كه عليه من و حق اجتماع كرده اند حزب شيطان هستند ، سواره نظام و پياده نظام شيطانند ، ولى تصور نشود كه من ميدان را خالى مى كنم ، من چون بر حقم هميشه در ميدان هستم . حضرت در خطبه 201 نهج البلاغه مى فرمايد : « لاتستوحشوا فى طريق الهدى لقلّة أهله » در راه حق به خاطر كمى طرفدارانش وحشت نكنيد ; يعنى اگر حق هستى و يك نفر هم هستى از ميدان در نرو . از پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نقل شده است كه مى فرمايد : « المؤمن وحده جماعة » ( 2 ) مؤمن به تنهايى يك جماعت است ; يعنى اگر

--> 1 - سوره اسراء ، آيه 64 2 - بحارالانوار ، ج 28 ، ص 3 ; و وسائل الشيعة ، ج 5 ، ص 380