الشيخ المنتظري
135
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
مؤمن راه خدا و حق را تشخيص داد مى ايستد ولو همه با او مخالفت كنند . انسان نبايد با سر و صداها و تبليغات دست از حرف حق بردارد ، هشيارى و هشدار على ( عليه السلام ) « وَإِنَّ مَعِىَ لَبَصِيرَتى » ( و به درستى كه بينايى با من است . ) يعنى من راه حق را تشخيص داده ام و مى فهمم حق با من است و نبايد از ميدان در بروم ، و در مقابل همه اين باطلها ايستادگى خواهم كرد . « مَالَبَّسْتُ عَلَى نَفْسِى ، وَلاَ لُبِّسَ عَلَىَّ » ( هيچ وقت باطل را به صورت حق بر خودم جلوه ندادم ، و نه ديگران بر من چنين كردند . ) « تلبيس » از مادّه « لباس » به معناى باطل را به صورت حق جلوه دادن است ; هميشه كسانى كه مى خواهند باطلى را جا بزنند لباس حق بر آن مى پوشانند . گاهى نفس امّاره انسان به باطل لباس حق مى پوشاند ، و انسان آنچه را مطابق ميلش هست توجيه مىكند ، چون دلش با آن كار است خود را قانع مىكند ، گرچه عقل و فطرتش بگويد درست نيست ، او توجيه مىكند و مى گويد وجود من بايد حفظ شود و ناچارم براى حفظ آن اين كار را بكنم . و گاهى فرد ديگرى اين كار را مىكند و براى اين كه انسان را قانع كند توجيهاتى مى نمايد و به باطل صورت حق به جانبى مىدهد ، تا اين كه انسان را تحريك مىكند و او هم كار غلط و باطل را انجام مىدهد . حضرت مى فرمايد : به حدّى حق برايم روشن است كه به آن پايبند هستم كه نه نفس امّاره ام مىتواند مرا از حق منصرف كند و نه تبليغات ديگران . اينها پياده نظام و سواره نظام خود را جمع كرده اند و در مقابل من آورده اند ولى من خودم را حق مى دانم ، در مقابل اينها خواهم ايستاد و بالاخره كارى خواهم كرد تا پيروز شوم . انسانى كه طرفدار حق است تك و تنها مى ايستد تا پيروز شود ، ايمان شجاعت