الشيخ المنتظري

110

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

مى توانست ساكت باشد و بگذارد طلحه و زبير بروند و هر كارى مى خواهند بكنند ولى مى فرمايد : من مثل كفتار نيستم كه راحت بخوابد و دشمن را هيچ پندارد ; در ادامه مى فرمايد : « و لَكِنِّى أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ ، وَبِالسَّامِعِ الْمُطِيعِ الْعَاصِىَ الْمُرِيبَ أَبَداً حَتَّى يَأْتِىَ عَلَىَّ يَوْمِى » ( و لكن من مى زنم به وسيله كسانى كه به حق اقبال مى كنند و با من هستند ، آنهايى را كه از حق برگشته اند و پشت به حق كرده اند ; و به وسيله آنهايى كه اطاعت كننده من هستند ، كسانى را كه عصيان و طغيان كرده و شك و ترديد ايجاد مى كنند ; و هميشه اين گونه خواهم بود تا موقعى كه زنده ام و روز مرگم نرسيده است . ) حضرت مى فرمايند : تا وقتى زنده ام به وسيله نيروهايى كه در اختيار دارم و با من هستند با دشمنان مى جنگم و به وسيله اين نيروها از كشور اسلامى دفاع مى كنم . « فَوَاللَّهِ مَازِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّى مُسْتَأْثَراً عَلَىَّ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) حَتَّى يَوْمِ النَّاسِ هذَا » ( به خدا قسم از زمانى كه خدا پيامبرش را قبض روح كرد تا امروز هميشه مرا از حقم كنار مى زدند در حالى كه خودشان را مقّدم مى داشتند . ) حضرت على ( عليه السلام ) در اينجا تصريح مى كنند كه خلافت پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و حكومت مسلمين حق خودشان بوده و ديگران اين حق را غصب كرده اند ، و امروز هم كه مردم با حضرت بيعت كرده اند و امانت مسلمين بدين وسيله به آن حضرت سپرده شده باز عده اى ( مانند معاويه و ديگران ) هستند كه مى خواهند حضرت را از حقش كنار بزنند . معاويه ريشه اصلى سه جنگ داخلى از تواريخ استفاده مىشود كه ريشه اصلى جنگ جمل معاويه بود .