أبو القاسم جنيد الشيرازي
مقدمة 4
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز )
يعنى آخرين كسى كه ترجمهء حال أو در اين كتاب مذكور شده شيخ مشرّف الدين مصلح بن عبد اللّه يعنى افصح المتكلمين سعدى شيرازي است ودر همين كتاب شدّ الأزار است كه نام وكنيهء شيخ صحيح وبر طبق مآخذ قديمى ديگر نوشته شده است . هرچه در باب اهميّت شدّ الأزار از جهت احتواى آن بر مطالب تاريخي ورجالي ومعرقة الكتبي نوشته شود زائد است زيرا كه مؤلّف اين كتاب با اينكه موّرخ نبوده وبهمين جهت اغلاط ومسامحات زياد بر زبان وقلم أو جارى شده باز بعلّت قدمت زمان ودسترسى داشتن بيك عدّه كتبي كه حاليّه ديگر اثرى از آنها برجا نيست ومعاصر بودن با پارهاى از اشخاص ووقايعى كه در اين كتاب بذكر آنها پرداخته معلومات گرانبهائى بدست داده است كه ساير مآخذ تاريخي موجود از آنها خاليست واين جمله بروشن كردن بسيارى از حوادث تاريخي مربوط بفارس ونواحي مجاور آن وترجمهء أحوال جمعى از رجال منتسب بآن سرزمينها كمكى شايان مينمايد . مؤخّرترين تاريخي كه در شدّ الأزار ذكر آن چندبار بميان آمده سال 791 است كه ظاهرا سال اتمام تأليف كتاب باشد واين تاريخ يك سال قبل از سال فوت خواجة حافظ شيرازي است واز اينكه ترجمهء حالي از اين شاعر بزرگوار شيراز در كتاب مذكور نيامده مسلّم ميشود كه حافظ هنوز در حين تأليف شدّ الأزار در حيات واز معاصرين زندهء مؤلّف بوده است . سال وفات مؤلّف شدّ الأزار درست معلوم نيست ليكن از قراين چنين برمىآيد كه وى كه عمرى طويل كرده بوده بعد از اين سال 791 چندان مدّت ديگرى در دنيا نمانده است . بعد از وفات مؤلّف پسر أو عيسى متن عربى كتاب پدر را بخواهش يكى از دوستان خود كه از شاگردان پدرش بوده بفارسى ترجمه كرده ونام آنرا « ملتمس الأحبّاء خالصا من الرّياء » گذاشته وهمين ترجمه است كه بين عامّه بهزارمزار يا هزار ويك مزار اشتهار يافته است . اين ترجمهء فارسي كه بسيار عوامانه پرداخته وخالى از اشتباهات واغلاط ترجمهاى نيز نيست چندى قبل در شيراز بتوسّط كتابخانهء معرفت بطبع رسيده است .