محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
52
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
پذير . هً ) چهار لقب أهل حديث وً ) چهار لقب با يك معنى . زً ) چهار لقب كه مردم فهميده آنها را باز شناسند . اً ) چهار لقب معمولى : 1 ) رافضيان 2 ) جبريان 3 ) مرجيان 4 ) شكاكان . بً ) چهار لقب ستوده : 5 ) أهل سنّت وجماعت 6 ) أهل عدل وتوحيد . 7 ) مؤمنان 8 ) أصحاب هدايت . جً ) چهار لقب انكارى : 9 ) كلّابيه كه منكر جبرند 10 ) حنبليان كه منكر نصب هستند 11 ) منكران صفات كه تشبيه « 1 » را انكار كنند . 12 ) مثبتان صفات كه تعطيل « 1 » را انكار نمايند .
--> ( 1 ) « تشبيه » و « تعطيل » دو واژهء ناسزا گونه است كه سنّيان وگنوسيستها به يك ديگر مىدادهاند . مردم هند وإيراني شرق دجله تا سند ، اسلام را به صورت « توحيد اشراقي » كه مناسب مذهب آبا وأجداد ايشان بود پذيرفته بودند . ساميان غرب فرات تا مديترانه ، آن را به صورت « توحيد عددي » توراتى ، كه مناسب ايدهئولژى پدرانشان بود پذيرفته بودند . شرقيان گنوسيست ، انسان را مركب از دو جزء مساوى خير وشر ودر نتيجة أو را در برابر دو سلسلهء جبري علل خير وشر ، مختار مىدانستند غربيان سنى به عكس رفته ، انسان را مخلوق مجبور خداى فعال ما يشاء مىدانستند ، از اين روى سنّيان گنوسيستها را « معطّل » مىناميدند يعنى ايشان خدا را نافعال وانسان را فعال مىشمرند ، اما گنوسيستها اين تهمت را نپذيرفته ، خود را « أهل عدل وتوحيد » و « منزّه » مىناميدند يعنى خدا را منزّه از مادة وواحد مطلق ( توحيد اشراقي ) مىشمردند ودر مقابل آن ، سنيان را « مشبه » « مجسم » « جبري » مىناميدند يعنى ايشان خدا را شبيه آدمي جسماني وجبار ومكار مىشمرند . سنيان نيز خود را از اين تهمت مبرا دانسته ، خود را « أهل حديث وتعبّد » مىناميدند كه خدا را « قادر متعال » و « فعّال ما يريد » مىدانستند . چنانكه پيدا است هم اتهامات دو طرف وهم دفاعيّات ايشان تا حدودي با واقع نزديك مىباشد .