محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
631
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
مىخواهم . ارجان نام پسر قرقيسيا پسر فارس بوده كه بر پدر خشم گرفت واز « أقور » بيرون آمد ، پس اين خوره را برايش ساختند وبرخى شهرهاى « اردشير خرّه » وجز آن بر آن افزوده شد . واگر آن گفته را بپذيريم كه « رامهرمز » را از « فارس » مىشمرد ، ممكن است آن را از همين افزودهها بدانيم كه اكنون به خوزستان بازگردانيده * شده است . قصبهء آن نيز نام أرّجان دارد . از شهرهايش در سمت دريا : « قوستان » ، « داريان » ، « مهربان » ، « جنّابه » « 1 » ، « سينيز » ودر سمت كوه : « جومه » ، [ بلاشابور ] ، « هندوان » « 2 » . أرْدَشير خُرَّه : خورهايست كهن كه نمرود بن كنعان بنايش نهاده ، سپس سيراف بن فارس آن را آباد كرد . بيشتر آن در كرانهء دريا [ ى چين ] است گرماى بسيار وميوه اندك دارد . قصبهء آن « سيراف » واز شهرهايش : « گور » « 3 » ، « ميمند » ، « نابند » ، « صيمكان » ، « خير » ، « خورستان » ، « غندجان » ، « كران » ، « سميران » [ شميران ] « زيرباذ » ، « نجيرم » ، « نابند » ، « دون » ، « سورو » « 4 » ، « راس كشم » است . دارابگرد « 5 » : خورهاى مرفه است كه دارابگرد بن فارس بنا نهاده ، در گذشته مركز آنجا بود وشاهان در آن مىزيستند . كأنها فراوان و
--> ( 1 ) گناوه . ( 2 ) هنديجان . آثار باستانى وآتشكدهها دارد ومركز هندوها بوده كه به إيران هجوم آورده شكست خورده بودند . ( ياقوت 4 : 993 ) . استخرى ع 110 - 113 پ 101 - 102 هنديجاشاپور وهنديجان ارجان از جدا آورده است . ( 3 ) متن : جور چ ع 432 : 7 ( 4 ) استخرى ع 163 : 1 . پ 141 : 1 : شهر وبر كنار دريا است . ( 5 ) متن : دارابجرد .