محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
597
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
دربارهء صاحب « 1 » چه گويى ؟ وى به لعن ونفرين أو پرداخته گفت : آئينى براي ما آورده كه آن را نمىفهميم ! گفتم : چه گويد ؟ گفت : أو مىگويد : معاوية پيامبر نيست ! من گفتم : تو چه مىگوئى ؟ گفت : ما گفتهء خداوند را مىپذيريم كه مىگويد : « فرقى ميان پيامبران نمىنهيم » « 2 » ، أبو بكر مرسل ، عمر مرسل . . . وپس از برشمردن چهار خليفه گفت : معاوية نيز مرسل بوده است « 3 » . من گفتم : چنين مگو ! زيرا تنها چهار تن نخستين خليفه بودند ومعاوية پادشاه بوده است ، زيرا پيامبر گفته است : خلافت پس از من سى سال خواهد ماند وسپس به پادشاهى بر مىگردد . در اين هنگام أو بر من پرخاش گرفت ومردم مرا « افصى » خواندند واگر كاروانيان نرسيده بودند ، مرا بيچاره كرده بودند . ايشان مانند اين داستانها بسيار دارند .
--> ( 1 ) گويا صاحب عباد ( م 385 ) را مىخواهد ، كه چنانكه در ص 395 گذشت داعيان به روستا مىفرستاد ومذهب معتزلي را پخش مىكرد . ( 2 ) قرآن 2 : 285 ( 3 ) دوام فيض الهى يكى از أصول گنوسيزم هند وإيراني است كه جهان بيني مردم دوران ساسانى را تشكيل مىداده است . مدينهء فاضله در نظر ايشان به شكل مخروطى بود كه بىسوادان در قاعدهء آن وباسوادان به اندازهء سوادشان در بالا وأعلم مردم در رأس آن مخروط قرار مىداشتند . اين رئيس مدينه واعلم ناس ، به گفتهء فارابى با عقل فعال در تماس بوده ( مدينه فاضله فارابى وبه گفتهء شهرستانى ، مدعى نبوت بوده ( ملل ونحل 2 : 210 ) وبه اصطلاح خودشان شاه « فرهء ايزدى » مىداشته است وطبق « قاعدهء لطف » هميشه در حين القاى دستور معصوم از خطا بوده است . ايرانيانى كه با چنين جهان بيني مسلمان شده بودند وفرهء ايزدى را در محمد ص باور كرده بودند نمىتوانستند بپذيرند كه پس از مرگش فيض الهى قطع شده باشد بلكه فرهء ايزدى را بنام « نور محمدي » به يك يك خليفگان منتقل مىكردند ص 126 پانوشت 4 .