محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
590
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
عصاي سواره تواند شد . اگر فرستادگان من درست گفته باشند ، اين درخت از بهشت است . عمر در پاسخ نوشت : از عمر به قيصر : اما بعد ، فرستادگان تو درست گفتهاند ، واين همان درخت است كه خدا براي مريم هنگام زايمان مسيح رويانيد . پس از خدا بپرهيز وعيسى را خدا مخوان ! ] . * دين : آئين ايشان گوناگونست ، بيشتر مردم رى « حنيفى » و « نجارى » « 1 » هستند مگر روستائيان اين قصبه كه « زعفرانى » مذهبند ودر مسألهء « خلق قرآن » توقف « 2 » مىكنند . من از يك تن از داعيان صاحب « 3 » شنيدم مىگفت : مردم سواد با همه نظريات من نرمش نشان دادند بجز دو مسألهء « خلق قرآن » . من خودم أبو عبد اللّه پسر زعفرانى را پس از آنكه از مذهب پدرانش برگشته به مذهب نجاريان روى آورده [ به خلق قرآن
--> ( 1 ) براي شناخت اين مذهبها ص 37 - 38 ( 2 ) زعفرانيان در ص 37 - 38 در شمار مذهبهاى روستائى شكاك واقفي ( سكوت كنندهء خموش مانده ) ياد شد . اينك چنين مىنمايد كه زعفرانيان روستا تا آنجا زير تأثير أفكار مذهب رسمي سنى بودند كه مخلوق بودند قرآن را نمىپذيرفتند ومانند احمد حنبل در اين مساله سكوت مىنمودند ، ودر برابر داعيان معتزلي كه صاحب عباد ( م 385 ) براي ايشان مىفرستاد مقاومت مىكردند . واز أبو عبد اللّه زعفرانى كه به « نجاريان » پيوسته بود روگردان شدند . از گفتهء بغدادي ( م 429 ) در « الفرق بين الفرق : 16 ، 197 » نيز چنين بر مىآيد كه « زعفرانيان » مانند « نجاريان » فرقهاى إيراني بودند كه زير فشار مذهب سنى حاكم ، كم كم از - انديشههاى گنوسيستى پدران خود دور شده وبه صورت نيم سنى ونيم معتزلي زندگى مىكردند . ( 3 ) صاحب إسماعيل بن عباد ( م 385 ) وزير ديلميان شيعي ، خود معتزلي مىبود وداعيان به روستا مىفرستاد ومردم به آن مذهب مىخواند تا از نظر سياسي به خلافت عربى عباسيان تن در دهند واز نظر ايدهئولژى گنوسيزم هند وإيراني پدران خود را نگاه دارند ولباس مسلمانى بپوشانند .