محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

567

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

در دو مرحله‌اى « موقان » دژى بزرگ هست بنام « حسرت » بر بالاى آن خانه‌ها * وكاخها با زر بسيار وتنديس پرنده وچرندهء بسيار هست . شاهانى چند مىخواستند با كوشش حيله گران بر بالايش شوند ولى نتوانستند . در سه فرسنگى « دبيل » ديرى سفيد است از سنگ ، همانند يك كلاه هشت ستون تراشيده شده كه در ميان آنها تنديس مريم است ، در ميان ستونها درهائى است كه از هر كدام بدرون شوى تنديس مريم را خواهى ديد . نزديك آن جا سنگى سياه است ، كه روغن همانند عرق از آن مىچكد ومردمش براي شفا گرفتن مىبرند . وهمانجا « قرمز » يافت مىشود . وآن كرمى است كه در خاك پديد آيد ، پس زنان بدانجا شده ، با وسيله‌اى مسين آنها را گرفته در تاوه اندازند « 1 » ) . در روستاهاى أردبيل با هشت گاو وچهار تن راننده شخم كنند هر راننده براي دو گاو . من پرسيدم آيا اين كار به سبب سختى زمين است ؟ گفتند نه ! بلكه براي يخبندان است ! وزن : « من » أردبيل يك هزار ودويست ، « رطل » خوى سيصد وو « من » ايشان ششصد است ، وهمچنين است در ارميه ، ديگر رطلها همگى بغدادي هستند . « قفيز » مراغه و « مدّ » آن جا ، ده من است .

--> ( 1 ) استخرى دربارهء مردم دبيل گويد : رنگ قرمزى نيكو سازند وشنوده‌ام كي قرمز كرمى باشد ( استخرى پ : 158 : 10 ) ولهم صبغ يسمى القرمز به يصبغ الصوف وبلغني انه دودة تنسج على نفسها مثل دودة القز ( استخرى ع : 188 : 5 ) كرم شنگرف ( لغتنامه ) .