محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

560

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

جامعش در بازار است . كردان آن را فرا گرفته‌اند . ارْميَه : زيبا است ودژى آباد دارد . جامعش در ميان بزازان است . بارو ونهرى دارد . مَراغَه : ثروتمند است . بارو ، ودژ وربض دارد . بارويش گلين است . مَرَنْد : بارو دارد وباغهاى آن را فرا گرفته ، ربضى دارد ، جامعش در بازار است . قندريه : شهريست كه كردان آن را پا نهادند ، جامعي نيكو دارد . نورين : بارو ودژ دارد . دم در جامع چشمهء آبى است . باغهاى دلگشا بسيار دارد . قلعهء يونس « 1 » : شهر ديراني است ومسلمانانى دارد . اردَبيل : قصبهء آذربايجان ومركز اين سرزمين است . باروئى بازدارنده دارد وكوچك‌تر از « دبيل » است . بازارهايش صليبى در چهار راه است جامع در ميان چهار راه بالاى تپه است . پشت دژ ، ربضى آباد دارد . بيشتر ساختمانها از گل وداراى روشنى گير است . ميوه وكثافت بسيار دارد . * آبهاى روان ، سپاه منظم ، نيكويهاى بسيار ، گرمابه‌هاى پاكيزه دارد ، ولى مردم بخيل وسنگين دل هستند . شهر وحشتناك ، گنديده است ، دانشمندان اندكند ، يكى از مستراح‌هاى جهان ديده مىشود . مردمش حيله‌گر ، بىخبر ، پايان نينديش ، نسبت به مذهب

--> ( 1 ) قريهء يونس با همين تعريف در ص 376 گذشت .