محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

538

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

آيا شما يكى از يأجوج ومأجوج را ديده‌ايد ؟ گفتند يك بار گروهى از ايشان را در بالاى ديوار ديديم ناگاه باد سياه آمد وايشان را به سوى خودشان پرت كرد . قد آنان كه * ما ديديم هر مرد ايشان يك وجب ونيم بود « 1 » . راهنمايان سپس ما را به سوى خراسان « 2 » برده از هفت فرسنگى پشت سمرقند سر درآورديم « 2 » . دژبانان به اندازه كافى بما توشه نيز داده بودند « 4 » پس ما بنزد واثق آمديم وگزارش كار خويش بدو داديم . واين گفتار كساني را رد مىكند كه گويند : در اندلس مىباشد « 4 » .

--> ( 1 ) در اينجا خردادبه دو سطر چنين افزايش دارد : منظرهء اين كوه از بيرون بي تيغه وبىدامنه ديده مىشود كه نه گياه ونه درخت ونه هيچ چيز در آن نيست لخت وسفيد ايستاده است . ( 2 ) : خردادبه بجاى اين سطر جنين دارد : شاه آنجا « اللب » نام داشت پس بجاى ديگر رسيديم كه شاه آن « طبانوين » نام داشت كه خراج به دست وى بود چند روزى ما در آنجا مانديم واز آنجا تا سمرقند را به هشت ماه آمديم ، پس « اسپيشاب » در آمديم واز رود بلخ گذشتيم وبه « شروسنه » و « بخارا » و « ترمذ » شده سپس به « نيشابور » آمديم . تنى چند از همراهان من هنگام رفتن در راه مردند وچند تن بيمار شدند . ما مردگان را با پوشش خودشان به خاك سپرده ، بيماران را با همان بيمارى در يك دية بر جا نهاده مىرفتيم ، وجملهء ايشان بيست ودو تن بودند ، در بازگشت نيز چهارده تن ديگر مردند وما تنها چهارده تن زنده مانده به نيشابور بازگشتيم . ( 4 ) : خردادبه بجاى اين عبارت چنين دارد : سپس به نزد عبد الله بن طاهر رفتيم وى بمن هشت هزار درم صلت بخشيد وبه هر يك از يارانم پانصد درم داد وبراي هر سوار روزانه پنج درم وبراي هر پياده سه درم تا هنگام رسيدن به رى مواجب نهاد . از استرها كه همراه برده بودم بيست وسه تا مانده بود : پس به سر من را رسيديم وبر واثق درآمده گزارش داده تراشيدهء آهن به أو نشان داديم . أو خدا را سپاس گفت وصدقه داد وبه مردان هر يك هزار دينار بخشيد . رفتن ما تا به سد شانزده ماه وبازگشت ما دوازده ماه وچند روز به درازا كشيده بود . سلام اين داستان را برايم گفت ، وسپس از روى نوشته‌اى كه براي واثق نوشته بود برايم ديكته نمود .