محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
278
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
زرين است ، شهرها كه ياد كرديم در ميان آنست . راهها ونخلستانها وچاهها دارد . در هر فاصلهء يك بريد دكانى [ وچاهى ودر هر روز راه يك شهر ] هست ولى چه بسا باد بوسيلهء شن راهها را مىپوشاند ، پس راه پيمائى در آن دشوار است [ ديگر شهرهاى جفار نخلستانهاى گرم وپر بار دارند ] . بلبيس : قصبهء حوف بزرگ وآباد ، باديهها ، كشتزارهاى بسيار است . ساختمانهايشان از گل مىباشند . مشتول : آسياهاى بسيار دارد [ شنيدم مىگفتند سيصد وشصت آسيا دارد ] بيشتر خوار وبار ، آرد وكعك « 1 » حجاز از آنجا است [ گندم بسيار نيز از آنجا به قلزم مىبرند ] . در يكى از فصول سال آمار گرفتم به سه هزار بار شتر در هفته رسيد كه همگى حبوبات وآرد بودند . قلزم « 2 » : شهري باستانى در پايان درياى چين « 3 » واقع است * خشك وبىروح است نه آب دارد نه آبادي نه كشت ونه حيوان نه هيزم نه درخت نه انگور نه هيچ ميوه ، آب را با كشتى وبا شتر از جائى در فاصلهء يك بريد بنام سويس مىآورند ، آن هم آبى گنديده است . ايشان
--> ( 1 ) معرّب كاك ، نان خشك ، ( لغتنامه ) . ( 2 ) ياقوت معرفى اين شهر را از اين كتاب نيز نقل كرده است . ( 4 : 160 : 23 ) . ( 3 ) درياى سرخ را مىخواهد ، كه شاخهاى از درياى هند است ، مؤلّف آنها را دنبال درياى چين مىشمرد .